ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٦ - رواياتى در باره مقصود از حشر متقين الى الرحمن وفدا
[رواياتى در باره مقصود از حشر متقين الى الرحمن وفدا]
و در محاسن برقى به سند خود از حماد بن عثمان و غير او از امام صادق (ع) روايت كرده كه در معناى كلام خداى عز و جل(يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً) فرموده:
سوار بر اسبان نجيب محشور مىشوند[١].
و در تفسير قمى به سند خود از عبد اللَّه بن شريك عامرى، از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: امير المؤمنين (ع) از رسول خدا ٦ تفسير آيه(يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً) را پرسيد، حضرت فرمود: يا على وفد جز بر سوارگان اطلاق نمىشود، و مردانى كه مورد نظر اين آيه است، مردانى هستند كه تقوى پيشه كردند، و خداى عز و جل ايشان را دوست داشت و اختصاص به خود داد و از اعمالشان راضى شد، و بدين جهت نام متقين بر آنان نهاد ...[٢].
مؤلف: آن گاه قمى روايتى طولانى نقل مىكند كه رسول خدا در آن جزئيات بيرون آمدن متقين از قبور، و سوار شدن بر ناقههاى بهشتى، و حركتشان به سوى بهشت، و داخل شدن و تنعمشان را به آنچه از نعمتهاى آن روزى شدهاند، بيان فرموده است[٣].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از على (ع) از رسول خدا ٦ روايت كرده كه در ذيل اين آيه فرمود: بدانيد كه به خدا سوگند با پاى خود محشور نمىشوند، و هيچ كس سوقشان نمىدهد، بلكه برايشان از بهشت ناقههايى مىآورند كه نظير آنها را خلايق نديده است، جهازشان از طلا، و مهارشان از زبرجد، بر آن مىنشينند تا درب بهشت را بكوبند[٤] مؤلف: و نيز اين معنا از ابن ابى الدنيا، و ابن ابى حاتم، ابن مردويه، از طرق چندى، از على (ع) از رسول خدا رسول خدا روايت شده كه در حديثى طولانى، طرز سوار شدن متقين و حركت به سوى بهشت و داخل شدن و استقرارشان در آن، و تنعم به نعمتهاى آن را بيان فرموده، و در همان كتاب حديث را از عدهاى از ارباب جوامع از على (ع) آورده است[٥].
[١] محاسن ص ١٨٠، ح ١٧٠.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٥٣.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٥٣.
[٤] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٨٥.
[٥] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٨٥.