ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٤ - دو طائفه(مفوضه و مؤوله) كه هر دسته در تفسير آيات متشابه قرآن راهى(بيراههاى) در پيش گرفتهاند
معصوم مىداند، بعينه دليل بر اين است كه امام اين مطلب را به من كه شنونده از شخص اويم دروغ نگفته، و همه اينها مسائلى است كه در اصول حلاجى شده و به ثبوت رسيده، اگر كسى بخواهد بايد بدانجا مراجعه كند.
و در سنن ابى داوود از جبير بن محمد بن مطعم، از پدرش از جدش روايت آمده كه گفت: روزى مردى باديهنشين به خدمت رسول خدا ٦ آمد، و عرضه داشت يا رسول اللَّه جانها به لب رسيد، اموال نابود شد و يا هلاك شد، آمدهام از شما بخواهم براى ما باران طلب كنى، آرى ما تو را به درگاه خدا شفيع قرار دادهايم، خدا را هم شفيع به درگاه تو مىكنيم. رسول خدا ٦ فرمود: واى بر تو، هيچ مىفهمى چه مىگويى؟ سبحان اللَّه، سبحان اللَّه و آن قدر تكرار كرد كه قيافه تعجب از رخسار اصحابش هويدا گرديد.
آن گاه فرمود: خداى تعالى شفيع نزد كسى از مخلوقاتش نمىشود، و شان خدا بزرگتر از اين است، واى بر تو، هيچ مىدانى خدا چيست؟ خدا فوق عرش خود، و عرشش فوق آسمانهايش، (اين چنين قرار دارد) آن گاه با انگشتانش شكلى چون قبه درست كرد و سپس فرمود اين عرش صدا مىكند آن چنان كه كرسى از نشستن كسى بر آن به صدا در مىآيد[١].
مؤلف: متن اين حديث خالى از اختلال نيست، و اگر آن را در اينجا آورديم براى اين بود كه اين حديث نسبت به ساير احاديث صريحتر در اين است كه عرش موجودى است جسمانى، البته روايات ديگرى هست كه دلالت دارد بر اينكه عرش داراى پايههايى است[٢]، و يك دسته ديگر دلالت دارد بر اينكه آن را چهار نفر حامل به دوش دارد، يك دسته ديگر دلالت دارد بر اينكه عرش بالاى آسمانها مقابل كعبه قرار دارد، دستهاى ديگر دلالت دارد بر اينكه كرسى در برابر عرش چون حلقهاى افتاده در بيابانى است و آسمانها و زمين در برابر كرسى به همان كوچكى است، و ما در تفسير امثال اين روايات طريقه ائمه اهل بيت را بيان كرديم، مخصوصا در تفسير سوره اعراف در جلد هشتم اين كتاب بيانى گذرانديم كه خلاصه نظريه آن حضرات (ع) از آن استفاده مىشود.
و در كتاب معانى الاخبار به سند خود از محمد بن مسلم، روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) معناى كلام خداى را پرسيدم كه مىفرمايد:(يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى)،
[١] سنن ابى داوود، ج ٤، ص ٢٣٢.
[٢] بحار الانوار، ج ٥٨، ص ٥٨.