ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٨ - رواياتى در ذيل آيه إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا و نزول آن در باره امير المؤمنين
[رواياتى در ذيل آيه:(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) و نزول آن در باره امير المؤمنين ٧]
و در تفسير قمى به سند خود، از ابى بصير، از امام صادق (ع) روايت كرده كه گفت: از آن جناب از آيه(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) پرسيدم، فرمود: يعنى خدا براى آنان محبت و ولايت امير المؤمنين را قرار مىدهد، و اين همان ودى است كه خدا در اين آيه وعده داده است[١].
مؤلف: اين روايت را كافى به سند خود از ابى بصير از آن جناب روايت كرده[٢].
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه و ديلمى، از براء، روايت كردند كه گفت:
رسول خدا ٦ به على فرموده، بگو: اللهم اجعل لى عندك عهدا، و اجعل لى عندك ودا، و اجعل لى فى صدور المؤمنين مودة بعد از اين جريان، خداى تعالى اين آيه را فرستاد:(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا)، آن گاه اضافه كرد كه اين آيه در حق على نازل شده[٣].
و در همان كتاب است كه طبرانى و ابن مردويه از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: اين آيه در باره على بن ابى طالب نازل شده، كه مىفرمايد:(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) و فرمود: مقصود از ود محبت در قلوب مؤمنين است[٤].
و در مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث گفته كه در آن چند قول است: يكى اينكه در باره على (ع) نازل شده، هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه در قلبش محبت على (ع) هست. اين از ابن عباس رسيده و در تفسير ابى حمزه ثمالى آمده كه: امام ابو جعفر (ع) از رسول خدا برايم روايت كرد كه به على (ع) فرمود: بگو اللهم اجعل لى عندك عهدا، و اجعل لى فى قلوب المؤمنين ودا ، امام امير المؤمنين (ع) اين دعا را خواند، دنبالش خداى تعالى اين آيه را نازل كرد، و نظير اين روايت از جابر بن عبد اللَّه نيز روايت شده[٥].
مؤلف: صاحب روح المعانى گفته: ظاهر اين است كه آيه بنا بر اين روايات در مدينه نازل شده باشد[٦] ليكن خواننده عزيز متوجه است كه هيچ يك از اين احاديث دلالت ندارد بر
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٥٧.
[٢] اصول كافى، ج ١، ص ٤٣١ ح ٩٠
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٨٧.
[٤] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٨٧.
[٥] مجمع البيان، ج ٣، ص ٥٣٢.
[٦] روح المعانى، ج ١٦، ص ١٤٣.