ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٤ - وجوهى كه در باره جمع بين غفلت(كه متضمن عدم توجه است) و اعراض(كه مستلزم توجه است) در جمله و هم في غفلة معرضون گفته شده است
بعضى[١] از مفسرين نزديك شدن حساب به مردم را چنين توجيه كردهاند كه هر روزى كه از عمر دنيا مىگذرد دنيا نسبت به ديروزش به حساب نزديكتر مىشود. بعضى[٢] ديگر گفتهاند: نزديك شدن حساب به اين اعتبار است كه بعثت رسول خدا ٦ در آخر الزمان اتفاق افتاده هم چنان كه خود آن جناب فرموده: بعثت انا و الساعة كهاتين[٣]- من و قيامت مانند اين دو انگشت با هم مبعوث شديم و ليكن اگر منظور اين بود جا داشت بفرمايد:
يقترب الساعة- قيامت نزديك مىشود چون نزديك شدن قيامت به آن معنى كه گفته شد استمرار دارد و لفظى لازم است كه استمرار را برساند و آن لفظ يقترب است نه اقترب كه صرف تحقق را افاده مىكند نظير تفسير گذشته اين تفسير است كه گفتهاند[٤]:
آوردن كلمه ماضى براى افاده حتميت وقوع قيامت است.
[وجوهى كه در باره جمع بين غفلت (كه متضمن عدم توجه است) و اعراض (كه مستلزم توجه است) در جمله:(وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ) گفته شده است]
(وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ)- و بدين جهت غافل و رو گردانند كه به دنيا دل بسته و به تمتع از آن سرگرم شدند در نتيجه دلهاشان از محبت دنيا پر شد، و ديگر جايى خالى براى ياد قيامت، يادى كه دلهايشان را متاثر كند در آن باقى نماند، حتى اگر ديگران هم متذكرشان كنند باز متوجه نمىشوند، و هم چنان در غفلت از قيامت هستند، چون آن طور كه بايد آن را تصور نمىكنند، و گر نه دلهاشان متاثر مىشد.
با اين بيان پاسخ از اشكالى كه در اين جمله شده معلوم مىشود، و آن اشكال اين است كه: چگونه ممكن است ميان غفلت و اعراض جمع شود، با اينكه غفلت عبارت از توجه نداشتن، و اعراض مستلزم توجه داشتن است؟ و حاصل جواب اين است كه گفتيم:
غفلت مردم از حساب به خاطر اين است كه آن طور كه بايد و شايد حساب را تصور نمىكنند، و چون تصورى كه در دلهايشان اثر گذارد ندارند، لذا به خاطر دلدادگى به دنيا از آن اعراض نموده، به چيزى مشغول مىشوند كه لازمه آن اشتغال علم به خلاف آن تصور است.
اين آن پاسخى است كه از بيان گذشته ما استفاده مىشد، ولى زمخشرى طورى ديگر جواب داده كه ترجمه عين عبارت او چنين است: خداى تعالى مردم را به دو وصف، توصيف كرده، يكى غفلت، يكى هم اعراض، (با اينكه اين دو وصف با هم تباين دارند) ولى تباينش از اين راه بر طرف مىشود كه زمان اين دو با هم مختلف است، زمان غفلت قبل از زمان
[١] منهج الصادقين، ج ٦، ص ٤٧.
[٢] ( ٢، ٣) كشاف، ج ٣، ص ١٠١.
[٣] ( ٢، ٣) كشاف، ج ٣، ص ١٠١.
[٤] روح المعانى، ج ١٧، ص ٤.