ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٠ - بررسى وجوهى كه مفسران پيرامون باز خواست نشدن خداوند(لا يسئل عما يفعل) گفتهاند و اختيار اين وجه كه عدم سؤال از افعال خدا ناشى از مالكيت مطلقه او است
چنين خبر داده با چنين علم اجمالى ديگر ما را نمىرسد كه نسبت به او در آنچه مىكند سوء ظن پيدا كنيم تا چه رسد به اينكه او را بازخواست نماييم.
و از جمله لطيفترين آياتى كه دلالت بر اين معنا (كه براى آيه كرديم) دارد حكايت كلامى است كه قرآن كريم از عيسى بن مريم نموده كه گفته است:(إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[١] زيرا در اين كلام عذاب بندگان را توجيه مىكند به اينكه مملوك تواند، و مملوك نمىتواند در كار مالك خود ايراد كند، و آمرزش آنان را توجيه مىكند به اينكه تو حكيمى، و هر كارى بكنى آن كار مصلحت دارد.
از اينجا معلوم مىشود كه حكمت تا اندازهاى عمومىتر از بازخواست نشدن است، به خلاف مالكيت، و به همين جهت براى توجيه آيه، مالكيت مناسبتر است تا حكمت، كه بيانش گذشت.
اشكال دومى كه در توجيه مفسرين باقى مىماند اين است كه با اين توجيه اتصال آيه به ما قبل روشن نمىشود، نهايت چيزى كه مىتوانند صاحبان اين توجيه در وجه اتصال آيه به سياق قبل بگويند، همانى است كه صاحب مجمع البيان آورده، كه خداى تعالى در اين سياق بعد از بيان مساله توحيد در آيه مورد بحث، مساله عدالت را متعرض شده، و حال آنكه خواننده خوب مىداند كه برگشت اين حرف به اين مىشود كه آيه مورد بحث از باب حرف، حرف مىآورد ذكر شده باشد، و ما هيچ اجبارى نداريم كه آيه را آن طور توجيه كنيم، آن وقت در وجه اتصال آن به ما قبل مرتكب چنين چيزى بشويم.
و نظير اين توجيه كه براى اتصال آيه به ما قبل خود كردهاند، توجيهى است كه از ابو مسلم نقل شده كه گفته است: اين آيه متصل به آيه(اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ) است، كه در اول سوره قرار دارد و مقصود از حساب، بازخواست و پرسش از نعمتهايى است كه خداى عز و جل به مردم انعام فرموده كه آيا در مقابل آن نعمتها شكرگزارى كردند و يا در مقابل آن كفران نمودند؟.
ليكن اين وجه صحيح نيست، به علت اينكه مىدانيم آيات بعد از اين آيه متصل به اين آيه است، و لازمه اين وجه اين است كه همه آيات مذكور متصل به اول سوره باشد، نه اينكه تنها آيه مورد بحث متصل باشد، علاوه بر اين، بر فرض هم كه اين حرف صحيح باشد
[١] اگر عذاب كنى آنان را پس آنان بندگان تواند و اگر آنان را ببخشى پس به درستى كه تو عزيز و حكيم هستى. سوره مائده، آيه ١١٨.