ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٥ - روايتى در اين معنى كه آيه و لقد كتبنا في الزبور در باره قائم آل محمد
هم چنان كه خداى تعالى فرموده:(كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ)[١].
مؤلف: نظير اين روايت در كتاب نور الثقلين[٢] از كتاب دوريستى، به سند خود از ابن عباس از آن جناب آمده.
[روايتى در اين معنى كه آيه:(وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ ...) در باره قائم آل محمد : و اصحاب او است]
و در تفسير قمى در ذيل(وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ) فرموده: كتابهاى آسمانى همه ذكراند. و در ذيل آيه(أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ) فرمودند: در باره قائم و اصحاب او است. و نيز فرمودند: زبور مشتمل بر پيشگوييها و حمد و تمجيد و دعا بوده است[٣].
مؤلف: روايات در باب مهدى (ع) و ظهور او و پر كردنش زمين را از عدل بعد از پر شدنش از ظلم و جور- چه از طرق عامه و چه از طرق خاصه و چه از رسول خدا ٦ و چه از ائمه هدى (ع)- آن قدر زياد است كه به حد تواتر رسيده، و اگر كسى بخواهد به آنها وقوف يابد، بايد به كتابهايى كه مظنه اين بحث در آنها مىرود مراجعه كند، و چنين كتابهايى در بين عامه و خاصه زياد است.
و در الدر المنثور است كه بيهقى در كتاب دلائل، از ابى هريره روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: من رحمتى هستم كه خدا بر بشر هديه داده است[٤].
[١] مجمع البيان، ج ٧، ص ٦٦.
[٢] نور الثقلين، ج ٣، ص ٤٦٣، ط قم.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٧٧.
[٤] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٤٣.