ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧١ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به مريم و حمل او به عيسى و تكلم عيسى در نوزادى و )
فرمود: و يكى از آنها عاق والدين شدن است چون خداى تعالى عاق را در حكايت كلام عيسى جبار شقى ناميده و فرموده:(وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا)[١].
مؤلف: ظاهر روايت اين است كه امام (ع) جمله(وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا) را عطف تفسيرى جمله(وَ بَرًّا بِوالِدَتِي) دانسته است.
و در مجمع آمده كه مسلم در صحيح به سند خود از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت، رسول خدا ٦ فرمود: چون اهل بهشت وارد بهشت و اهل دوزخ وارد آتش مىشوند كسى صدا مىزند اى اهل بهشت توجه كنيد، و نيز صدا مىزند اى اهل آتش توجه كنيد، و هر دو فريق متوجه و مشرف به صاحب صدا مىشوند، آن گاه مرگ را به صورت گوسفندى سياه و سفيد مىآورند، او صدا مىزند آيا مرگ را مىشناسيد؟ مىگويند: اين است، اين است، و همه او را مىشناسند، پس آن شخص آن گوسفند را سر مىبرد و ذبح مىكند، و به اهل بهشت مىگويد كه ديگر مرگى نداريد و جاودانه در بهشت خواهيد بود، و به اهل آتش مىگويد ديگر مرگى نداريد و در آتش جاودانى خواهيد بود، اين است كه خداى تعالى مىفرمايد(وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ ...).
آن گاه مىگويد: اين روايت را اصحاب ما از امام باقر و امام صادق (ع) روايت كردهاند، آن گاه در آخر حديث آمده كه اهل بهشت آن قدر خوشحال مىشوند كه اگر در آن روز مرگى براى كسى بود قطعا از خوشحالى مىمردند، و اهل آتش دچار حسرتى مىشوند كه اگر آن روز مرگى ممكن بود قطعا مىمردند[٢].
مؤلف: اين معنا را غير از مسلم ساير صاحبان جامع، از قبيل بخارى[٣]، و ترمذى[٤] و نسايى و طبرى[٥] و غير ايشان نيز از ابو سعيد خدرى و ابو هريره و ابن مسعود و ابن عباس نقل كردهاند.
و در تفسير قمى در ذيل آيه(إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها) فرموده: هر چيزى را كه خداوند خلق كرده روز قيامت آن را به ارث مىبرد[٦].
مؤلف: اين همان معناى دومى است كه در تفسير آيه مذكور آورديم.
[١] عيون الاخبار الرضا، ج ١ ص ٢٢٣.
[٢] مجمع البيان، ج ٣، ص ٥١٥.
[٣] صحيح بخارى، ج ٦، ص ١١٧.
[٤] صحيح ترمذى، ج ٥، ص ٣١٥، ح ٣١٥٦.
[٥] تفسير طبرى، ج ٦، ص ٦٦.
[٦] تفسير قمى، ج ٢، ص ٥١.