ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٨ - اشاره به مفاد كلى سوره حج و بيان آيات تهديد به قيامت كه زلزلهاش شيء عظيم است و در آن روز تذهل كل مرضعة عما أرضعت و
و اگر زلزله را اضافه به ساعت كرد، و فرموده:(زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ) بدين جهت است كه زلزله از علامتهاى قيامت است. بعضى از مفسرين[١] گفتهاند: مراد از زلزله ساعت، شدت قيامت و هول آن است. و اين گفتار از جهت عبارت و لفظ آيه خيلى بعيد است.
(يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ) كلمه ذهول به معناى اين است كه با دهشت از چيزى بگذرى و بروى. و كلمه حمل - به فتح حاء- به معناى سنگينى و ثقلى است كه آدمى در باطن حمل كند، مانند فرزند در شكم. و حمل - به كسر حاء- به معناى سنگينى و ثقلى است كه در ظاهر بدن حمل شود، مانند بار شتر- اين سخن از راغب است[٢].
و در مجمع البيان گفته: حمل - به فتح حاء- به معناى آن چيزى است كه در شكم يا بر سر درخت باشد، و حمل - به كسر حاء- به معناى آن چيزى است كه بر پشت و يا بر سر آدمى باشد[٣].
در كشاف گفته: اگر كسى بپرسد چرا در آيه شريفه فرموده مرضعة و نفرموده مرضع ؟ در پاسخ مىگوييم: براى اينكه مرضعة با مرضع در معنا فرق دارد.
مرضعة آن زنى است كه در حال شير دادن باشد و پستان را به دهان كودك گذاشته باشد.
و كودكش در حال مكيدن باشد. و اما مرضع آن زنى است كه شانيت اين كار را داشته باشد، هر چند كه الآن مشغول شير دادن نباشد. در آيه شريفه كلمه مرضعة را به كار برده تا دلالت كند بر اينكه دهشت و هول قيامت، آن چنان سخت است كه وقتى ناگهانى مىرسد، مادرى كه پستان در دهان بچهاش گذاشته آن را از دهان او بيرون مىكشد.
آن گاه گفته: اگر بگويى چرا اول فرمود: ترون و سپس فرمود: ترى ، اول جمع آورد، و بار دوم مفرد؟ در پاسخ مىگوييم: براى اينكه رؤيت در اول مربوط شده به زلزله، كه قبلا آن را به رخ همه مردم مىكشيد، لذا به همه فرمود: ترون: مىبينيد و اما در آخر آيه معلق شده به يك چيز، و آن هم حالت مستى مردم است، پس بايد يك يك مردم را بيننده حال سايرين فرض كرد، لذا آن را مفرد آورده[٤].
در جمله(وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى) مىفرمايد مست نيستند، در حالى
[١] روح المعانى، ج ١٧، ص ١١١ و ١١٢.
[٢] مفردات راغب، ماده حمل .
[٣] مجمع البيان، ج ٧، ص ٦٩.
[٤] تفسير كشاف، ج ٣، ص ١٤٢.