ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٠ - تفصيلى در مورد استنتاج پنج نتيجه از بيان كيفيت خلقت انسان و نبات
كارى كه فى نفسه دشوار و يا آسان باشد به يك حد است، پس قدرت او آميخته با عجز نيست، و دستخوش كندى و خستگى نمىگردد.
اين جمله هم جارى مجراى آيه شريفه(أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ)[١] و آيه(إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)[٢] و ساير آياتى است كه بعث را از راه عموم قدرت و نامتناهى بودن آن اثبات مىكند مىباشد.
پس اين نكتهها كه در جمله(ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ ...) است، سه نتيجه است كه از آيه سابق بر آن استخراج شده، و غرض همه يكى است، و آن يادآورى دليلى است كه بعث را اثبات مىكند. و جمله اخير كه مىفرمود:(وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ) متضمن آن است.
آيه قبلى تنها مساله بعث مردگان، و ظرفى كه در آن مبعوث مىشوند را ذكر مىكرد، ولى بيان نمىكرد كه آن ظرف چه وقت است. آيه مورد بحث آن را معين نموده، و فرموده:
ظرف آن، ساعت است. و اگر نفرمود: خدا ساعت را مىآورد. و آمدن را به خود ساعت نسبت داد، شايد از اين جهت بوده كه ناگهانى بودن آن را در نظر گرفته، كه اعتبار هيچ علمى به آن تعلق نمىگيرد. همانطور كه فرموده(لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً).
پس اگر نسبتش را به فاعل (خدا) نداده، مانند تعيين نكردن وقت آن، در آيه(قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ)[٣] و آيه(إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها)[٤] همه مبالغه در اخفاء آن و تاييد ناگهانى بودن آن است.
و نام قيامت و آمدن ناگهانىاش در كلام خداى تعالى بسيار آمده، و در هيچ جا فاعل و آورنده آن ذكر نشده، بلكه همه جا از آن بمانند آتية- خواهد آمد ، تاتيهم- قيامتشان خواهد آمد قائمة ، و تقوم ، و مانند اينها تعبير شده.
و اما مظروف را كه عبارت است از احياى انسانهاى مرده، در جمله(وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ) ذكر كرده.
حال اگر بگويى: نتيجه حجت مذكور بعث همه موجودات است، نه تنها انسان، براى
[١] مگر از خلقت اول به ستوه آمديم. سوره ق، آيه ١٥.
[٢] آن كس كه آن را زنده كرده زنده كننده مردگان است، كه او بر هر چيز قادر است. سوره حم سجده، آيه ٣٩.
[٣] بگو علم به وقت آن نزد پروردگار من است. سوره اعراف، آيه ١٨٧.
[٤] قيامت آمدنى است و من بنا دارم پنهانش كنم. سوره طه، آيه ١٥.