ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٧ - اشاره به مفاد كلى سوره حج و بيان آيات تهديد به قيامت كه زلزلهاش شيء عظيم است و در آن روز تذهل كل مرضعة عما أرضعت و
و نيز مؤمنين را به امثال نماز، حج، عمل خير، اذن در قتال و جهاد مخاطب قرار داده، و آيات آن داراى سياقى است كه مىفهماند مؤمنين جمعيتى بودهاند كه اجتماعشان تازه تشكيل شده، و روى پاى خود ايستاده، و مختصرى عده و عده و شوكت به دست آوردهاند.
با اين بيان به طور قطع بايد گفت كه اين سوره در مدينه نازل شده، چيزى كه هست نزول آن در اوايل هجرت و قبل از جنگ بدر بوده است. و غرض سوره بيان اصول دين است، البته با بيانى تفصيلى كه مشرك و موحد هر دو از آن بهرهمند شوند. و نيز فروع آن، ولى بيانش در فروع به طور اجمال است، و تنها مؤمنين موحد از آن استفاده مىكنند، چون تفاصيل احكام فرعى در روزگارى كه اين سوره نازل مىشده هنوز تشريع نشده بود، و به همين جهت در اين سوره كليات فروع دين از قبيل نماز و حج را بيان كرده است.
و از آنجايى كه دعوت مشركين به اصول دين توحيد از طريق انذار صورت مىگرفته، و نيز وادارى مؤمنين به اجمال فروع دين به لسان امر به تقوى بوده، و قهرا سخن از روز قيامت به ميان آمده، لذا گفتار را در آن فراز بسط داده، و در آغاز سوره، زلزله روز قيامت- كه از علامتهاى آن است و به وسيله آن زمين ويران شده، و كوهها فرو مىريزد- را خاطر نشان ساخته است.
(يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ) كلمه زلزله و زلزال به معناى شدت حركت است به حالتى كه هول انگيز باشد.
و گويا از طريق اشتقاق كبير از ماده زل كه به معناى زلق است گرفته شده، و به منظور مبالغه و اشاره به تكرار آن تكرار شده است، و اين در واژههاى مشابه زل شايع و زياد است، مثل ذب و ذبذب ، دم و دمدم ، كب و كبكب ، دك و دكدك ، رف و رفرف و ....
خطاب در آيه شريفه كه فرمود(يا أَيُّهَا النَّاسُ) شامل جميع مردم، از كافر و مؤمن، مرد و زن، حاضر و غايب، و موجودين در عصر نزول آيه، و آنهايى كه بعدا به وجود مىآيند مىشود. و حاضرين در عصر خطاب و در مجلس خطاب وسيله پيوستگى با همه است، چون همه در نوع انسانيت مشتركند.
[اشاره به مفاد كلى سوره حج و بيان آيات تهديد به قيامت كه زلزلهاش(شَيْءٌ عَظِيمٌ) است و در آن روز(تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ) و ...]
در اين خطاب مردم را امر كرده كه از پروردگارشان بپرهيزند، كافر بپرهيزد، ايمان آورد، مؤمن بپرهيزد از كيفر مخالفت اوامر و نواهى او در فروع انديشه كند. و آن گاه امر مزبور را تعليل كرده به اينكه چون زلزله قيامت امر عظيمى است. و ناگفته پيدا است كه دعوت در اين آيه دعوت از راه انذار و تهديد است.