ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧١ - بيان آيات راجع به رفتن موسى
سفارش مرا نكردى و ميان بنى اسرائيل تفرقه افكندى .
اين آن عذرى است كه هارون به آن تمسك جست، و موسى (ع) عذرش را پذيرفت، هم او را و هم خود را دعا كرد كه دعايش در سوره اعراف چنين آمده:(رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي وَ أَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ)[١](قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ) در اين جمله موسى (ع) بعد از فراغت از باز خواست برادر، روى سخن را متوجه سامرى- كه يكى از مسئولين سهگانه است و كسى است كه مردم را گمراه كرده- نموده است.
و كلمه خطب به معناى امر عظيم و كار بس بزرگى است و از او مىپرسيد: كار بزرگى كردى؟.
(قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي) راغب در مفردات مىگويد: بصر نام عضوى است كه مىبيند و در قرآن در مواردى استعمال شده مانند (كَلَمْحِ الْبَصَرِ) و (إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ) و در نيرويى كه در باصره هست، و نيز در نيروى دراكه قلب استعمال مىشود، مانند آيه شريفه(فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ) و نيز آيه شريفه(ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى) و جمع بصر ، الأبصار و جمع بصيرة ، بصائر مىآيد، مانند آيه شريفه(فَما أَغْنى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لا أَبْصارُهُمْ) و هرگز به عضو بينايى، بصيرت نمىگويند، در مورد بصر مىگويند ابصرت و در مورد بصيرت ابصرته و بصرت به و كم مىشود كه در مورد حس بينايى كلمه بصرت را به كار ببرند مگر اينكه بصيرت را هم با آن جمع كنند[٢].
و در معناى قبضت قبضة بعضى[٣] گفتهاند كلمه قبضه مصدر به معناى اسم مفعول است ولى به آن اشكال كردهاند و گفتهاند[٤] كه هر گاه مصدر به معناى اسم مفعول باشد حرف تاء در آخرش در نمىآيد، مىگويند: اين حله نسج (بافت) يمن است و
[١] پروردگارا مرا و برادرم را بيامرز و ما را مشمول رحمت خود گردان كه تو ارحم الراحمينى.
سوره اعراف، آيه ١٥١.
[٢] مفردات راغب، ماده بصر .
[٣] تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١١٠.
[٤] روح المعانى، ج ١٦، ص ٢٥٣.