ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٢ - استدلالى ديگر از كفار، مشابه استدلال پيشين كه مال و فرزند دار شدن را نتيجه كفر پنداشتهاند و جواب خداى تعالى به آنان
شدن از آثار كفر به آيات خدا است، و خلاصه رد آن اين است كه كفر به آيات خدا اثرش مال و اولاد نيست، بلكه اثرش امتداد عذاب است، پس كسى كه اين حرف را مىزند با كلام خود عذاب ممدودى مىطلبد كه هر قسمت دنبال قسمتى ديگر برسد، آرى اثر گفته او چنين عذابى است، نه پولدار شدن، و فرزنددار شدن، و ما به زودى همين كلام او را مىنويسيم، و اثرش را بر آن مترتب مىكنيم، يعنى آن عذاب ممدود را به او مىچشانيم، پس آيه شريفه نظير جمله(فَلْيَدْعُ نادِيَهُ، سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ)[١] است، كه مىفرمايد: مجلسيان خود را صدا بزند، ما هم زبانيه را صدا مىزنيم.
از همين جا روشن مىگردد كه نزديكتر به ذهن اين است كه مراد از نوشتن گفتار او، تثبيت آن باشد، تا اثرش بار شود، نه اينكه آن طور كه بعضى[٢] تفسير كردهاند: به راستى گفته او را در نامه عملش مىنويسيم تا در قيامت به حسابش برسيم، چون اگر معنا اين باشد لازمهاش اين مىشود كه جمله بعدى يعنى جمله(وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ) تكرارى باشد و بدون هيچ نكته روشنى مطلب را دوباره تذكر دهد.
(وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ وَ يَأْتِينا فَرْداً) مقصود از وراثت آنچه مىگويد اين است كه او به زودى مىميرد و فانى مىشود، و اين كلامش كه با كفرم صاحب مال و اولاد مىشوم باقى مىماند، و چون سخنى است گناه و خطا، از او جدا نمىشود، و نزد خدا محفوظ مىماند، عينا همانطور كه اگر مالى از او مانده بود، خدا آن را ارث مىبرد، كلامش را هم خدا ارث مىبرد، و در اينگونه تعبير استعارهاى است لطيف.
(وَ يَأْتِينا فَرْداً) يعنى روز مرگش نزد ما مىآيد در حالى كه تنها است و هيچ يك از آن ياورانى كه به خيال خود دل به آنها بسته بود با او نيستند، پس خلاصه معنا اين مىشود كه او به زودى تك و تنها نزد ما مىآيد و هيچ كس با او نيست مگر همين كلامش كه ما آن را عليه او حفظ كرديم، و آن روز او را بر سر آن حرف به حساب مىكشيم، و عذابى دنبالهدار بر سرش مىآوريم.
البته همه اينها بنا بر اين است كه جمله(لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً) ناظر به پولدار شدن در دنيا باشد، و اما اگر حرف بيشتر مفسرين باشد كه گفتند: ناظر به مالدار شدن در قيامت
[١] سوره علق، آيه ١٨.
[٢] منهج الصادقين، ج ٥، ص ٤٥٣.