گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
کند و سود را ببرد و یا باید راست بگوید ، امانت بورزد و از سود صرف نظر کند . اینجاست که میبینیم بشر که دم از اخلاق و عدالت میزند پای عمل که میرسد ضد اخلاقف و ضد عدالت عمل میکند . ن چیزی که پشتوانه اخلاق و عدالت است و اگر در انسان وجود پیدا کند انسان به سهولت راه اخلاق و عدالت را در پیش میگیرد و سود را کنار میزند تنها ایمان است . چه ایمانی ؟ ایمان به خود عدالت و ایمان به خود اخلاق . چه وقت انسان به عدالت بعنوان یک امر مقدس و به اخلاق به عنوان یک امر مقدس ایمان پیدا میکند ؟ آنوقت که به اصل و اساس تقدس یعنی خدا ، ایمان داشته باشد . لهذا بشر عملا بان اندازه به عدالت پایبند است که به خدامعتقد است ، آن اندازه عملا به اخلاق پایبند است که بخدا ایمان دارد . مشکل عصر ما همین است . خیال میکردند که علم کافی است ، اگر ما عدالت و اخلاق را بشناسیم و به آنها عالم باشیم کافی است برای اینکه اخلاقی و عادل باشیم ، ولی عمل نشان داد که اگر علم منفک از ایمان بشود نه تنها برای اخلاق وعدالت مفید نیست ، بلکه مضر هم هست . مصداق قول سنائی میشود که : "
| چو دزدی با چراغ آید |
| گزیدهتر برد کالا |