گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
کرده است ، این طمع است که او را برده کرده است ، این هوای نفس است
که او را برده کرده است ، « ا فرایت من اتخذ الهه هواه »[١] ، قرآن
میگوید آیا دیدی آن کسی را که هوای نفس خودش را خدای خودش قرار داده
است ، بنده هوای نفس شده است ؟
اینجا بشر به حقیقت مطلب پی میبرد . میبیند مال و ثروت دنیا در حد
ذات خودشمذمتی ندارد ، اگر گفتهاند از مال دنیا بترس که تو را برده
نگیرد و بنده خودش نکند ، مال و ثروت نمیتواند مرا بنده بکند این خود
من هستم که خودم را بنده و برده میکنم . میگوید پس خودم را از قید صفات
نفسانی پلید آزاد میکنم ، آنوقت میبینم که نه ، مال دنیا در خدمت من
است نه من در خدمت مال دنیا .
آنوقت مقام وجودی خودش را میفهمد ، این معنا را میفهمد که قرآن
میگوید « هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا »[٢] ، اوست خدایی که
آنچه در این زمین استرا برای شما آفرید . میبیند پس مال وثروت بنده
وب رده من است ، او در خدمتمن است نه من در خدمت او ، پس دیگر بخل
یعنی چه ؟ افزون طلبی به خاطر افزون طلبی یعنی چه ؟ بله انسان خودش اسیر
خودش میشود ، خودش برده و بنده خودش میشود . انسان دو مقام دارد ، دو
درجه دارد : درجه دانی . درجه حیوانی ، و درجه عالی : درجه انسانی .
پیغمبران آمدهاند که آزادی معنوی بشر را حفظ کنند . یعنی چه ؟
یعنی نگذارند شرافت انسان ، انسانیت انسان ، عقل ووجدان انسان ، اسیر
شهوت انسان بشود ، اسیر خشم انسان بشود ، اسیر منفعت طلبی انسان بشود .
این معنی آزادی معنوی است . هر وقت شما
[١] سوره جاثیه ، آیه . ٢٣ [٢] سوره بقره ، آیه . ٢٩