گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
دم از تقوی و زهد میزنند ، میخواهند مغالطه کنند . نه آقا ! او که دنبال جمع کردن ثروت میرود ، با همان حرص وحالت دنیا پرستی هم میرود ، از توی ضعیف همت و دون همت گداصفت بالاتر است ، از تو با شخصیتتر است . او نسبت به آن مردی که همتش از این بالاتر است مذموم است . یک زاهد واقعی میتواند او را مذمت بکند که مرد همت است مثل علی ، مرد کار است مرد پیدا کردن ثروت است اما آزمند نیست ، حریص نیست ، برای خودش نگه نمیدارد ، خودش را به آن پول نمیبندد . پول را به دست میآورد ولی برای چه ؟ برای خرج کردن ، برای کمک کردن . اوست که حق دارد این مذمت کند و بگوید ای آزمند ! ای حریص ! ای کسی که همت داری ، عزیمت داری ، تصمیم داری ، شور در وجودت هست ، نیرو در وجودت هست چیرا نیرویت را در راه جمع کردن ثروت مصرف میکنی ، چرا ثروت برای تو هدف شده است ؟ ثروت باید برای تو وسیله باشد . اما من دون همت پست نظر که همان مال و ثروت را بانکبت و در یوزگی از دست دیگری میگیرم ، دست او را میبوسم ، پای او را میبوسم که یک هزارم ، یک میلیونیم ثروتش را به من بدهد ، حق ندارم از او انتقاد بکنم . یکی دیگر ، در مسیر جاه طلبی و بزرگی و مقام میرود . مگر در این جهت مردم متساوی هستند ؟ نه . در اینکه اسکندر مردبلند همتی بوده است نمیشود شک کرد . مردی بود که این داعیه در سرش پیدا شد که تمام دنیا را در زیر مهمیز و فرمان خودش قرار بدهد . اسکندر از یک آدم نوکر صفتی که اساسا حس سیادت و آفائی در او وجود ندارد ، حس برتری طلبی در او وجود ندارد ، همتش در وجودش نیست