گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
اینها را در دورههائی که زهاد و عباد زیاد شدند یعنی بازار زهد وعبادت داغ شد ، ساختهاند و مخصوصا در قرنهای دوم و سوم هجری که افرادی پیدا شدند زهرا مسلک و خیلی افراطی در عبادت که کارشان کم و بیش به رهبانیت کشیده شده بود . از همان وقتهائی که تصوف هم در دنیای اسلام پیدا شد ، ما میبینیم افرادی پیدا شدند که تمام نیروی خودشان را صرف عبادت و نماز کردند و سایر وظائف اسلامی را فراموش نمودند مثلا در میان اصحاب امیرالمؤمنین مردی را داریم بنام ربیع بن خثیم همین خواجه ربیع معروف که قبری منسوب به او در مشهد است . حالا این ، قبر او هست یا نه من یقین ندارم و اطلاعم در این زمینه کافی نیست ولی در اینکه او را یکی از زهاد ثمانیه یعنی یکی از هشت زاهد معروف دنیای اسلام میشمارند ، شکی نیست . ربیع بن خثیم اینقدر کارش به زهد و عبادت کشیده بود که در دوران آخر عمرش [١] قبر خودش راکنده بود و گاهی میرفت در قبر ولحدی که خودش برای خودش کنده بود میخوابید ، و خود را نصیحت و موعظه میکرد ، میگفت " یادت نرود عاقبت باید بیائی اینجا . تنها جملهای که غیر از ذکر و دعا از او شنیدند آنوقتی بود که اطلاع پیدا کرد که مردم حسین بن علی فرزند عزیز پیغمبر را شهید کردهاند ، چند کلمه گفت در اظهار تأثر و
" وای بر این امت
[١] این مرد بعد از شهادت امیرالمؤمنین تا دوران شهادت ابا عبدالله که بیست سال فاصله شد ، زنده بود یعنی ایامی که امام حسین را شهید کردند او زنده بود . نوشتهاند بیست سال تمام این مرد کارش عبادت بود و یک کلمه هم به اصطلاح حرف دنیا نزد .