گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
دارالهجره که مدینه است . من میخواهم این کارشان لله وفی الله باشد . اگر لله و فی الله نباشد ارزشی ندارد . جهاد اسلامی هم همین طور است . جهاد اسلامی صرف شمشیر زدن و با دشمن اسلام جنگیدن نیست . [ شمشیر زدن ] در راهخدا و به قصد رضای خدا جهاد است والا ممکن است کسی در صفوف مسلمین هم باشد از سربازهای دیگر هم بیشتر حرارت بخرج بدهد بیشتر هم گرد و خاک بکند اما اگر توی دلش رابشکافید ، مثلا شهرت ، نام ، افتخار ، اسمم زیاد برده شود ، عکسم چاپ بشود ، اسمم در تاریخ ثبت بشود یا بهدفهای دیگری است ، شاید کشته نشدیم ، اگرکشته نشدیم قهرمان خواهیم بود . اگر قهرمان باشیم ، پولها به ماخواهند داد ، جائزهها خواهند داد ، زنان بسار زیبا به همسری ما در خواهند آمد . پس دنیا وآخرت هر دو را با یکدیگر داریم . هم رفتهایم در جهاد فی سبیل الله شرکت کردهایم و هم دنیای اینچنین داریم . نه ، البته دنیا میرسد اما به شرط اینکه هدف تو دنیا نباشد . ظاهرا در جنگ احد است : دیدند یکی از انصار یعنی ازمسلمانان ساکن مدینه خیلی در این جنگ شجاعت به خرج میدهد و خیلی هنر کرد و افراد زیادی را به خاک انداخت . در حالی که او روی خاکها افتاده بود و لحظات آخرش را طی میکرد وازدردهم خیلی رنج میکشید ، بعضی آمدند خدمت رسول اکرم و گفتند : یا رسول الله ! فلانی خیلی مجاهد خوبی بود ، خیلی سرباز خوبی بود ، امروز خیلی فعالیت کرد پیغمبر التفاتی نکرد . بار دیگر این سخن را گفتند . باز هم پیغمبر التفاتی نکرد . اسباب تعجب ! چرا پیغمبر به چنین سرباز فداکاری اهمیت نمیدهد ؟ !