گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
ناراحتی از گذشته ، پشیمانی کامل از گناه و دوم : تصمیم قاطع و جدی برای تکرار نکردن گناه . اما توبه دو تا شرط هم دارد : شرط اول اینست که حقوق مردم ، حق الناس را باید برگردانی . خدا عادل است ، از حقوق بندگانش نمیگذرد . یعنی چه ؟ مال مردم را خوردهای ؟ باید یا آن مال را برگردانی با صاحبش یا لااقل او را راضی بکنی . از مردم غیبت کردهای ؟ باید استرضا بکنی ، بروی خودت را بشکنی ، بگوئی آقا من از تو غیبت کردهام ، خواهش میکنم از من راضی باش . جریانی من خودم دارم که نمیدانم گفتنش درست است یا نه ؟ طلبه بودم . در ایام طلبگی هم البته کمتر از جاهای دیگر ، ولی خوب اتفاق میافتد که انسان مینشیند در یک مجلسی ، عدهای از این آقا و آن آقا غیبت میکنند . یکوقت هم میبینی خود انسان گرفتار میشود . خدا رحمت کند مرحوم آیة الله العظمی آقای حجت رضوان الله علیه را . من یکدفعه در شرایطی قرار گرفتم و بااشخاصی محشور بودم که این مرد که حق استادی بگردن من داشت و من سالهاخدمت ایشان درس خوانده بودم ، و حتی در درس ایشان در یک مسابقه عمومی ازایان جائزه گرفته بودم ، مورد غیبت واقع شد . یکوقت احساس کردم که این درست نیست من چرا در چنین شرایطی قرار گرفتم ؟ ایشان در یک تابستانی به حضرت عبدالعظیم تشریف آورده بودند . یک روز بعد ازظهری بود رفتم درب خانه ایشان را زدم ، گفتم بگوئید فلانی است . ایشان در اندرون بودند ، اجازه دادند . یادم هست که رفتم داخل ، کلاهی بر سرایشان بود و بر بالشتی تکیه کرده بودند ( پیر مرد ومریض بود ، دو سه سال قبل از فوت ایشان بود ) . گفتم آقا آمدهام