گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
نماز گزاران قرار بدهد . مردی که سر بر کف دست گذاشته است ، یک چنین مجاهدی را امام دعا میکند که خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد . ببنید نمازگزار واقعی چه مقامی دارد ! فرمود : بله نماز میخوانیم . همانجا در میدان جنگ نماز خواندند ، نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی " نماز خوف " نامیده میشود . نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت ، یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند ، برای اینکه مجال نیست ، در آنجا باید مخفف خواند . چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعیشان بهم میخورد ، سربازان موظف هستند در حال نماز نیمی در مقابل دشمن بایستند ونیمی به امام جماعت اقتدا کنند . امام جماعت یک رکعت راکه خواند صبر میکند تاآنها رکعت دیگرشان را بخوانند . بعد آنها میروند پست را از رفقای خودشان میگیرند در حالی که امام همینطور منتظر نشسته یا ایستاده است . سربازان دیگر میآیند ونماز خودشان را با رکعت دوم امام میخوانند . ابا عبدالله چنین نماز خوفی خواند ولی وضع ابا عبدالله یک وضع خاصی بود زیرا چندان از دشمن دور نبودند . لهذا آن عدهای که میخواستند دفاع کنند نزدیک ابا عبدالله ایستاده بودند و دشمن بی حیایی بی شرم حتی در این لحظه هم آنها راحت نگذاشت . در حالی که اباعبدالله مشغول نماز بود ، دشمن شروع به تیر اندازی کرد ، دو نوع تیر اندازی ، هم تیر زبان که یکی فریاد کرد : حسین ! نماز نخوان ، نماز تو فایدهای ندارد ، تو بر پیشوای زمان خودت یزید ، یاغی هستی ، لذا نماز تو قبول نیست ! و هم تیرهائی که از کمانهای معمولیشان