گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣
کجاست ؟ این چگونه است که میان مثلا چمبه ولومو مبافرق میگذاریم ؟ در چه چیز آنها فرق میگذاریم ؟ چه چیز ، یکی را انسان منحط قابل نکوهش و حتی مستحق اعدام قرار داده است و دیگری را انسانی قابل ستایش ، بااینکه از جنبههای زیست شناسی اگر هر دو را کالبد شکافی کنند شبیه یکدیگرند حتی جهازات روانیشان هم شبیه یکدیگر است . هر دو دارای قلب ، سلسله اعصاب ، کبد ، کلیه ، ماهیچهها ، معده و . . . هستند وچه بسا که اعضای بدن انسان قابل نکوهش از اعضای بدن انسان متعالی بهتر کار کند . پس چه چیز در این است و چه چیز در آن که باعث تفاوت ایندو شده است ؟ این همان مسئله بسیار بسیار مهمی است که از قدیم در علوم انسانی و نیز در ادیان ومذاهب مطرح بوده است . مثلا قرآن انسانهایی را برتر و بالاتر ازفرشته و شایسته مسجودیت ملائک میداند چنانکه میگوید ما به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید . ولی در مورد انسانهایی نیز میگوید که چهار پایان بر اینها برتری دارند . چه مقیاسها و معیارهایی است که این مقدار تفاوت را به وجود آورده است ؟ این ، حتی به دین و مذهب هم ارتباط ندارد . و حتی مسئله انسان در سطحی قرار گرفته است که باموضوع خدا هم صد در صد بستگی ندارد ، یعنی فیلسوفان مادی جهان هم که به خدا و دین ومذهب اعتقاد ندارند ، باز مسئله انسان و انسانیت و مسئله انسان برتر و انسان فروتر را مطرح کردهاند ، در اینجا این سئوال مطرح میشود که از نظر مکاتب مادی ، انسان برتر و انسان فروتر چگونه انسانهایی هستند ؟ و ملاک برتری و