گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩
به وصال او برسد ، وی میمیرد و تا آخر عمر هم او را فراموش نمیکند و میگویند : اساسا از همین جا از دنیای عقل رو آورد به دنیای دل و احساسات و بعد همکارش منتهی شد به اینکه دین انسانیت را اختراع بکند . در این کتاب نوشته بود که اتباع او ، معشوقه او را مریم عذرای این دین میخوانند . یعنی به اندازهای که مسیحیها برای مریم عذرا تقدیس و احترام قائل هستند ، پیروان مکتب انسانیت اگوست کنت برای معشوقه او تقدیس و به اصطلاح قدسیت قائلند . ولی بعدها مسئله مکتب انسانیت و به عبارت دیگر اصالت بشر ، به شکلهای دیگر مطرح شده است که امروز شماخودتان میبینید ومیخوانید و میشنوید . چون باید همه مطالب را در یک سخنرانی خلاصه بکنم و اگر بنا بود که سه سخنرانی بشود ، مطلب را مشروحتر و مفصلتر عرض میکردم ، قسمتهائی را بطور خلاصه ومختصر عرض میکنم . در باب انسان واصالت انسان مسائل خیلی زیادی هست . لااقل بصورت سؤال اینها را عرض میکنم : از جمله سؤالاتی که درباره انسان مطرح است ، مسئله آزادی واختیار انسان ومسئله مسؤولیت و رسالت انسان است . آیا واقعا انسان یک موجود آزاد ومختار است ؟ و آیا مسؤولیتی دارد ، وآیا رسالتی دارد که باید آن رسالت را انجام بدهد ؟ البته اگر جواب را ازنظر منطق اسلامی بخواهید ، باید بگویم صد در صد . در قرآن سورهای است بنام سوره انسان که الدهر هم به آن میگویند ، و از این جهت سوره انسان نامیده میشود که در اول این سوره ، از انسان نام برده شده است و از اختیار وآزادی و رسالت و مسؤولیت انسان . این سوره با این آیات