گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
تو انصاف نداد ، بی انصافی کرد ، بچههای خودش حسن وحسین را کنار کشید و بچههای تو را جلو انداخت و بکشتن داد . عدی گفت من درباره علی انصاف ندادم ، اگر من انصاف میدادم نباید الان علی زیر خاک باشد و من زنده باشم . معاویه که دید تیرش به سنگ خورده است گفت ای عدی ! دلم میخواهد حقیقت را برایم درباره علی بگوئی . عدی ، علی ( ع ) را بسیار مفصل توصیف کرد . خود او میگوید آخر کار که شد یک وقت دیدم اشکهای نجس معاویه روی ریشش جاری شده است . بسیار اشک ریخت . بعد با آستین خود اشکهایش را پاک کرد و گفت : هیهات زمان و روزگار عقیم است که مثل علی مردی را بیاورد . ببینید حقیقت چگونه جلوه دارد ؟ ! این ازعبادت علی اما آیا علی فقط اهل محراب بود و در غیر محراب جای دیگری پیدایش نمیشد ؟ باز علی را میبینیم که از هر نظر اجتماعیترین فرد است ، آگاهترین فرد به اوضاع و احوال مستمندها ، بیچارهها ، مساکین و شاکیهاست . در حالی که خلیفه بود ، روزها دره خودش یعنی شلاقش را روی دوشش میانداخت وشخصا در میان مردم گردش میکرد و به کارهای آنها رسیدگی مینمود . به تجار که میرسید فریاد میکرد : « الفقه ثم المتجر » [١] اول بروید مسائل تجارت را یاد بگیریند ، احکام شرعیش را یاد بگیرید بعد بیائید تجارت بکنید ، معامله حرام نکنید ، معامله ربوی نکنید . اگر کسی میخواست دیر بدنبال کسبش برود ، علی میگفت زود پاشو برو ، « اغدوا الی عزکم » [٢] . این مرد عابد اینچنین
[١] وسائل الشیعهج ١٢ ص ٢٨٢ح . ١ [٢] وسائل الشیعة ، ج ١٢ ، ص ٤ح . ١٠