گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
این نمونهای بود از زهاد و عبادی که در آن زمان بودند .
این زهد و عبادت چقدر ارزش دارد ؟ این ، ارزش ندارد که آدم در رکاب
مردی مانند علی باشد اما در راهی که علی دارد راهنمائی میکند و در آنجائی
که علی فرمان جهاد میدهد شک کند که آیا این درست است یا نادرست ، و
عمل به احتیا کند ، بنارابر احتیاط بگذارد . مثل اینکه میگویند : چرا ما
روزه شک دار بگیریم ؟ میبینید که در میان مردم هم این حرف خیلی زیاد
است : چرا ما روزه شک دار بگیریم ، این چه کاری است ؟ چرا جائی بجنگیم
که شک داریم ؟ میرویم جائی که روزهای که میگیریم روزه شک دار نباشد .
این چه ارزشی دارد ؟ اسلام بصیرت میخواهد ، هم عمل میخواهد و هم بصیرت .
این آدم ( خواجه ربیع ) بصیرت ندارد . در دوران ستمگری مانند معاویه و
ستمگرتری مانند یزیدبن معاویه زندگی میکند ، معاویهای که دین خدا را دارد
زیر و رو میکند ، یزیدی که بزرگترین جنایتها را در تاریخ اسلام مرتکب
میشود و تمام زحمات پیغمبر دارد هدر میرود ، آقا رفته یک گوشهای را
انتخاب کرده شب و روز دائما مشغول نماز خواندن است و جز ذکر خدا کلمه
دیگری بزبانش نمیآید ، یک جمله ای هم که بعنوان اظهار تأسف از شهادت
حسین بن علی ( ع ) میگوید ، بعد پشیمان میشود که این ، حرف دنیاشد ، چرا
بجای آن ، سبحان الله ، الحمد لله نگفتم ؟ چرا بجای آن یا حی یا قیوم
نگفتم ؟ چرا الله اکبر نگفتم ، لا حول و لا قوش الا بالله نگفتم ؟ این با
تعلیمات اسلامی جور در نمی آید . « لا یری الجاهل الا مفرطا او مفرطا » [١]
جاهل یا تند میرود یا
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام ، حکمت ٦٧ ، صفحه . ١١١٦