گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤
خود این مقدار آزادی و حریت واستقلال قائل باشد که نه خود را اسیر و زبون
منطقه وآب و گل کند و نه اسیر وزبون عادات وعرفیات و اخلاق زشتی که
محیط به اوتحمیل کرده است ، باشد . المهاجر من هجر السیئات ، مهاجر کسی
است که بتواند از سیئات ، بدیها ، پلیدیها ، زشتیها وصفات بد جدا شود
. هجرت یعنی جدا شدن از زشتیهایی که بر انسان احاطه پیدا کرده ، آزاد
کردن خود از پلیدیهای مادی و معنوی که بر انسان احاطه پیدا کرده است .
پس نتیجه میگیریم که هجرت خود یک عامل تربتی است . برویم سراغ جهاد :
جهاد یعنی درگیری حتی در تعبیر معنوی آن که جهاد با نفس است . انسان
باموانع و مشکلات روبرو میشود . آیا انسان باید همیشه اسیر وزبون موانع
باشد ؟ نه ، همین طور که انسان نباید اسیر و زبون محیط خود باشد ، اسیر و
زبون موانع نیز نباید باشد ، ای انسان تو برای این آفریده شدهای که بدست
خود موانع را ازسر راه خویش برداری .
> زندگی میکند . فرمود : تو چرا اینجا زندگی میکنی ؟ تو که میتوانی خانهات را بخاطر اهل خود ، زن وفرزند خود توسعه بدهی . گفت : یابن رسولالله ! این خانه پدری من است . من در اینجا متولد شدهام ، پدر و پدر بزرگم هم در اینجا متولد شده و زندگی کردهاند ، نمیخواهم از خانه پدریم بیرون بروم ! امام صادق با کمال صراحت فرمود : گیرم پدر وپدر بزرگ تو هیچکدام شعور نداشتند ، تو میخواهی جریمه بی شعوری پدر ومادرت را متحمل شوی ؟ زن و بچه چهتقصیری دارند ؟ ! از اینجا برو . من اینجا متولد شدهام ، به اینجا خوگرفتهام ، پدر و پدر بزرگم اینجا بدنیا آمدهاند ، همه حرف مفت است .