گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
صرفا یک حادثه تاریخ است و این همه که در قرآن از هجرت یاد شده است و مهاجرین در ردیف مجاهدین ذکر میشوند و مهاجرت پایه به پایه مجاهدت : ²الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا »، آیا همه اینها ناظر به یک وقعه خاص است ، حادثهای مربوط به گذشته ؟ و دیگر امروز و به طور کلی بعد از آن دوره هجرت در اسلام معنی ومفهوم ندارد ؟ و یا هجرت هم مانند خود ایمان است ، هجرت هم مانند جهاد است : الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا ، و همانطوری که ایمان وجهاد اختصاص به صدر اسلام ندارند ، هجرت هم اختصاص به صدر اسلام ندارد . هجرتی که در صدر اسلام اسلام صورت گرفت مانند جهادهای صدر اسلام است که یک مصداقی است از یک حکم در اسلام . این خودش سؤالی است . علی ( ع ) در کلمات خودشان این مسئله را طرح کردهاند که در نهج البلاغه مسطور است و ایشان صریحا میگویند : « الهجرش علی حده الاول » هجرت به حکم و وضع اول خودش باقی است یعنی هجرت اختصاص نداشته به یک زمان معین و مکان معین که چون پیغمبر اکرم هجرت فرمودند ازمکه به مدینه ، پس در آنوقت وظیفه هجرت به تبع پیغمبر بر دیگران لازم و واجب شد وآنها که همراه و در خدمت ایشان به مدینه آمده بودند مهاجر خوانده میشدند و دیگر بعد از زمان پیغمبر ، هجرت موضوع ومعنی ندارد . علی ( ع ) میفرماید نه ، « الهجرش علی حده الاول » . هجرت یعنی چه ؟ اگر بخواهیم هجرت را تعریف بکنیم ، چگونه باید تعریف بکنیم ؟ هجرت یعنی دوری گزیدن ، حرکت کردن ، کوچک کردن از وطن ، از یار ودیار ، همه را پشت سر گذاشتن . برای چه ؟ برای