گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
کرد و اعتراض نمود که تو در این وقت که داری میمیری از من مسئله میپرسی
؟ ابوریحان جواب داد من از تو سئوالی میکنم : آیا من اگر بمیرم ( نه
اینکه من خودم میدانم عنقریب میمیرم ) و بدانم بهتر است یا بمیرم و
ندانم ؟ گفت خوب ، بمیری و بدانی . گفت به همین دلیل میپرسم . فقیه
میگوید بعد از اینکه من بخانهام رسیدم طولی نکشید که فریاد بلند شد که
ابوریحان مرد ! صدای گریه بچههایش را شنیدم . این را میگویند یک مرد
بزرگ که دارای یک همت بزرگ در راه دانش است .
دیگری بزرگ است مثلا در جمع کردن ثروت . مگر همتها در گرد آوردن
ثروت متساوی است ؟ بعضی اساسا هیچ همتی در جمع کردن ثروت ندارند ،
هدفشان فقط این است که شکمشان سیر بشود ، نانی به دست بیاورند ولو از
راه نو کری باشد ، ولو از راه در یوزگی باشد ولو از راه تن به ذلت دادن
باشد . ولی یکی میخواهد داشته باشد ، میخواهد گرد بیاورد . حال آنهائیکه
همت جمع کردن ثروت را دارند با هم مساوی هستند ؟ ابدا .
برخی اساسا یک ادعیه جمع کردن ثروت در وجودشان هست که به کم قانع
نیستند . این نکته را هم عرض بکنم که گاهی بعضی از افراد بی همت به
دلیل اینکه عرضه ندارند ، به دلیل اینکه همت ندارند ، به دلیل اینکه مرد
نیستند ، وقتی آدمی را میبینند که دنبال جمع کردن ثروت میرود هی تحقیرش
میکنند ، به او میخندند ، آیات زهد را میخوانند ،
> بقدر خاضعانه و مؤمنانه واز روی اعتقاد اظهار نظر میکند که انسان در اخلاص او شک نمیکند .