گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
به روزه نیست ؟ به عقیده من مثل فحش دادن به روزه است . یعنی ای روزه ! من اینقدر از تو تنفر دارم که میخواهم رویت را نبینم ! ما حج میکنیم ولی به آن استخفاف میکنیم . روزه میگیریم و بهان استخفاف میکنیم ، نماز میخوانیم و به آن استخفاف میکنیم . اذان میگوئیم و به آن استخفاف میکنیم . حالا چطور به اذان استخفاف میکنیم ؟ مستحب است که مؤذن صیت یعنی خودش صوت باشد . همان طوری که در قرائت قرآن تجوید یعنی زیبا قرائت کردن حروف ، با آهنگ زیبا خواندن قرآن که اثر بیشتری در روح دارد سنت است ، در اذان نیز مستحب است که مؤذن صیت یعنی خوش آواز باشد ، اذان را با یک حالی بخواند که مردم را بحال بیاورد ، بیاد خدا بیاورد . خیلی افراد صیت هستند و میتوانند خوب اذان بگویند اما اگر به آنها بگوئی آقا برو یک اذان بلند بگو ، نمیگوید . چرا ؟ چون خیال میکند این کسر شأنش است ، من اینقدر پائین هستم که مؤذن باشم ؟ آقا ! باید افتخار کنی که یک مؤذن باشی . علی بن ابیطالب مؤذن بود ، در همان وقتی که خلیفه بود هم مؤذن بود . این استخفاف به اذان است که یک نفر ننگش بکند که مؤذن باشد یا مؤذن بودن را بسته به شأن اشخاص بداند و بگوید من که از اعیان واشراف هستم ، از رجال و شخصیتها هستم ، من دیگر چرا مؤذن باشم ؟ اینها همه استخفاف است . پس ما هرگز به عبادت استخفاف بکنیم ، ما باید مسلمان کامل و جامع باشیم . ارزش اسلام به جامعیت آن است . نه آنطور باشیم که فقط بعبادت بچسبیم و غیر آنرا رها کنیم و نه مثل آنها که