گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
عادت کردهام ، نمیتوانم عادتم را ترک کنم ، ترک عادت موجب مرض است ! که حرف مفتی است . المهاجر من هجر السیئات ، مرد آنست که بتواند از آنچه که به او چسبیده است جدا شود و هجرت کند . تو اگر از یک سیگار کشیدن نتوانی هجرت کنی انسان نیستی . مرحوم آیة الله حجت اعلی الله مقامه یک سیگاری ای بود که من واقعا هنوز نظیر او را ندیدهام ، گاهی سیگار از سیگار قطع نمیشد ، گاهی هم که قطع میشد طولی نمیکشید . اکثر اوقات ایشان سیگار میکشید . وقتی مریض شدند ، برای معالجه به تهران آمدند و در تهران اطبا گفتند چون بیماری ریوی هم دارید باید سیگار را ترک کنید . ایشان ابتدا به شوخی گفته بود من این سینه را برای سیگار میخواهم اگر سیگار نباشد سینه را میخواهم چه کنم ؟ گفتند به هر حال برایتان خطر دارد و واقعا مضر است . فرمود : مضر است ؟ گفتند : بله . گفت : نمیکشم . یک " نمیکشم " کار را تمام کرد . یک عزم و یک تصمیم ، این مرد را بصورت یک مهاجر از یک عادت قرار داد . میگویند : مأمون عادت داشت به خاک خوردن . اطبا و دیگران را جمع کرد تا کاری کنند که خاک خوردن را ترک کند . معجون دادند ، گفتند چنین کن ، چنان کن وهر کس چیزی گفت ، فایده نبخشید . روزی در این زمینه صحبت میکردند . ژنده پوشی که دم در نشسته بود ، گفت : دوای این درد نزد من است . پرسیدند : چیست ؟ گفت عزمة من عزماتالملوک یک تصمیم شاهانه . به رگ غیرت مأمون برخورد ، گفت : راست میگوید وهمان شد . انسان نباید اینقدر اسیر عادت باشد . متأسفانه باید عرض کنم