گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥
نیرویی میسازد ؟ این هم خودش مطلبی است .
به یک مکتب دیگر هم اشاره بکنم . این مکتب روی زیبایی تکیه میکند .
افلاطون اخلاق را بر اساس زیبایی توصیف کرده است . میگوید آن چیزی
انسانی است که زیبا باشد . مثلا عدالت را همه مکتبها میپسندند ، یک
مکتب ، عدالت را از روی محبت میپسندد ، دیگری عدالت را از روی میزان
اخلاقی آن میپسندد . یکی هم چون بین عدالت و آزادی خویشاوندی قائل است
آنرا میپسندد ، دیگری ممکن است عدالت را با میزان مسئولیت بنسجد .
افلاطون عدالت را با عینک زیبایی میبیند . میگوید عدالت که خوبست ، چه
عدالت اخلاقی در فرد و چه عدالت اجتماعی در جامعه ، به این دلیل خوبست
که منشأ توازن میشود وایجاد زیبایی میکند . جامعهای که در آن عدالت باشد
، زیباست . و همان حس زیبایی جویی بشر است که او را عدالتخواه کرده
است . انسان اگر بخواهد انسان باشد و به خصلتهای انسانی برسد ، باید
احساس زیبایی را در خود تقویت کند ، ریشهاش زیبایی است . البته او
توجه دارد که زیبایهای انسانی آن زیبائیهای معنوی است . این هم یک
مکتب .
در جلسه دیگر [١] مقداری درباره این مکتبها قضاوت خواهیم کرد تا
ببینیم بالاخره چه میشود گفت ؟ معیار انسانیت کدامیک از اینهاست ؟ آن
حرف زیست شناسی که دیدیم درست نیست . با معیار زیست شناسی نمیتوانیم
انسانیت بسازیم . ببینیم درباره معیارهای فلسفی ، اخلاقی و مذهبی چه
میتوان گفت و اسلام در این زمینهها چه میگوید ؟
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین .
[١] گویا جلسه دیگر تشکیل نشده و اگر هم تشکیل شده ، نوار آن در دست نیست .