گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
مرتب پشت سر یکدیگر توبه و استغفار میکنند . یک مرد بسیار بسیار بزرگ از نظر معنویت که من سال گذشته هم در ماه مبارک رمضان از این استاد بزرگ خودم یاد کردم ، مرحوم حاج میرزا علی آقای شیرازی اصفهانی رضوان الله علیه است که یکی از بزرگترین اهل معنایی است که من در عمر خودم دیدهام . یک شب ایشان در قم مهمان ما بودند و ما هم به تبع به منزل یکی از فضلای قم دعوت شدیم . بعضی ازاهل ذوق و ادب و شعر نیز در آنجا بودند . در آن شب فهمیدم که این مرد چقدر اهل شعر و ادب است و چقدر بهترین شعرها را در عربی و فارسی میشناسد ! دیگران شعرهایی میخواندند البته شعرهای خیلی عادی ، شعرهای سعدی ، حافظ و . . . ایشان هم میخواند و میگفت این شعر از آن شعر بهتر است ، این مضمون را این بهتر گفته است ، کی چنین گفته و . . . شعر خواندن آنهم اینجور شعرها که گناه نیست ، اما در شب شعر خواندن مکروه است . خدا میداند وقتی آمدیم بیرون این آدم به شدت داشت میلرزید . گفت من اینقدر تصمیم میگیرم که شب شعر نخوانم آخرش جلوی خودم را نمیتوانم بگیرم . هی استغفرالله ربی و اتوب الیه میگفت ، مثل کسی که معصیت بسیار بزرگی مرتکب شده است . العیاذ بالله اگر ما شراب خورده بودیم ، اینقدر مضطرب نمیشدیم که این مرد بواسطه یک عمل مکروه مضطرب شده بود . اینجور اشخاص چون محبوب خدا هستند ازناحیه خدا یک نوع مجازاتهائی دارند که ما و شما ارزش و لیاقت آنجور مجازاتها را نداریم ، هر شب این مرد اقلا از دو ساعت به طلوع صبح بیدار بود و من معنی شب زنده داری را آنجا فهمیدم ، معنی " شب مردان خدا