گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
میاندازد و انسان را تسلیم عدالت و اخلاق میکند . عبادت برای این است که حیات ایمانی انسان تجدید بشود ، تازه بشود ، طرواوت پیدا کند ، قوت و نیرو بگیرد . به هر اندازه که ایمان انسان بیشتر باشد ، بیشتر بیاد خداست و به هر اندازه که انسان بیاد خدا باشد کمتر معصیت میکند . معصیت کردن و نکردن دائر مدار علم نیست ، دائر مدارغفلت وتذکر است ، بهر اندازه که انسان غافل باشد یعنی خدا را فراموش کرده باشد ، بیشتر معصیت میکند و بهر اندازه که خدا بیشتر بیادش بیاید کمتر معصیت میکند . شنیدهاید که پیغمبران و ائمه معصومند . از شما میپرسند اینکه پیغمبران یا ائمه معصومند یعنی چه ؟ میگوئید اینها هرگز گناه نمیکنند . درست است معنایش همین است ، ولی بعد از شما میپرسند چرا گناه نمیکنند ؟ این چرا را دو جور ممکن است جواب بدهید ، یکی اینکه پیغمبران و ائمه از آن جهت معصومند و گناه نمیکنند که خداوند به قهر و قصد مانع گناه کردنشان است ، یعنی هر وقت میخواهند گناه بکنند خداوند مانع میشود و جلویشان را میگیرد . اگر معنی عصمت این باشد ، فضیلت و کمالی نیست . بنده و شما هم اگر اینجور باشد کههر وقت بخواهیم معصیت بکنیم یک قوهای از خارج جلوی ما را بگیرد ، مانع و مزاحم بشود و حائل میان ما و گناه گردد ، قهرا معصیت نمیکنیم . پس آنها چه فضیلتی بر ما دارند ؟ ! در چنین صورتی فرقشان با ما فقط این خواهد بود که آنها بندگانی هستند که خدا نسبت به آنان تبعیض قائل شده است ، وقتی که آنها میخواهند معصیت بکنند جلویشان را میگیرد ، ولی ما که میخواهیم معصیت بکنیم ، جلوی ما را نمیگیرد .