گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩
« یعجب الزارع لیغیظ بهم الکفار »[١] . در تورات و انجیل اینها با این صفت یاد شده اند ، دربالره شان گفته شده که چنین امتی بوجود میآید . به این شکل تجسم پیدا کرده و توصیف شدهاند که مثلشان مثل یک زراعت است ، مثل یک گندم است که در زمین کشت میشود و بعد ، از زمین چون زنده است ، میروید . در آغاز برگ نازکی بیرون میدهد ولی تدریجا این برگ در شتتر میشود و استحکام پیدا میکند آنچنانکه کم کم به صورت یک ساقه کلفت در میآید . بعد بشکلی در میآید که روی پای خودش میایستد در حالیکه قبلا برگی بود افتاده روی زمین و از خود استقلال نداشت . آنچنان رشد میکند که همه کشاورزان را ، همه متخصصان انسان شناسی را به حیرت در میآورد که چه ملت رشیدی ! چه ملت بالندهای ! چه ملت در حال رشدی ! البته ملتی که هم « اشداء علی الکفار »باشد ، هم « رحماء بینهم »، هم « رکعا سجدا »و هم « یبتغون فضلا من الله و رضوانا »، قطعا اینجور است . حالا بگوئید چرا ما مسلمین اینقدر در حال انحطاط هستیم ؟ چرا اینقدر تو سری خور وبدبخت هستیم ؟ اصلا کدامیک از این خصائص در ماهست واین چه توقعی است ؟ ! ما با اینکه صد در صد اعتراف داریم که اسلام دین اجتماعی است و دستورات آن حاکی از اینست ، ولی اینها سبب نمیشود که ما عبادت و دعا و ارتباط با خدا را تحقیر بکنیم ، کوچک بشماریم ، نماز را کوچک بشماریم . یکی از گناهان ، استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز است . نماز نخواندن یک گناه بزرگ است و نماز خواندن اما نماز را خفیف
[١] سوره فتح ، آیه . ٢٩