گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
و زیارت رفتن و زیارت عاشورا خواندن . اسلام برای اینها یعنی کتاب مفاتیح و کتاب زادالمعاد ، همه اسلام برای اینها در کتاب مفاتیح خلاصه شده است و غیر از این چیزی اساسا وجود ندارد . درست مثل ربیع بن خثیم فکر میکنند ، اصلا کاری به دنیا ندارند ، کاری به زندگی ندارند ، کاری به مقررات اجتماعی اسلام ندارند ، کاری به اصول وارکان اسلام ندارند ، کاری به تربیت اسلام ندارند ، به هیچ چیز اساسا کاری ندارند . عکس العمل کند روی اینها نیست که یک طبقه دیگری پیدا شده از تندروها که واقعا به مسائل اجتماعی اسلام اهمیت میدهند و حساسیت هم نشان میدهند . این جور اشخاص از این نظر خیلی هم با ارزش هستند ، ولی از همینها را من گاهی دیدهام که مثلا مستطیع شده است اما به حج نمیرود . این آدمی که واقعا مسلماناست ، واقعا به اسلام علاقمند است و دلشبرای اسلام میطپد ، وقتی مستطیع میشود به مکه نمیرود ، اصلا برایش خیلی مهم نیست . به نماز اهمیت نمیدهد . به اینکه در مسائل باید تقلید کرد اهمیت نمیدهد با اینکه تقلید یک امر معقولی است . معنای تقلید چیست ؟ میگویند آقا تو یا باید مسائلی مانند نماز و روزه را مستقیما خودت استنباط بکنی ، یعنی اینقدر متخصص باشی که خودت از روی تخصص استنباط بکنی ، یعنی اینقدر متخصص باشی که خودت از روی تخصص استنباط بکنی یا عمل به احتیاط بکنی که کارت خیلی دشوار است و یا یک متخصص عادل عالم جامع الشرایط را در نظر بگیر و مثل اینکه به یک طبیب متخصص مراجعه میکنی ، مطابق نظر او رفتار کن . نمیشود که انسان تقلید نکند ، یعنی اگر تقلید نکند ، خودش را بیشتر به زحمت انداخته است . یا بعضیها به روزهشان اهمیت نمیدهند ، اگر رفتند