گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠
شروع میشود :
« هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا ٠ انا خلقنا
الانسان من نطفة امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا ٠ انا هدیناه السبیل
اما شاکرا و اما کفورا ». بنابر این انسان یک موجودمجبور در مقابل
دستگاه و خالق خلقت نیست . خالق خلقت از او چه خواسته است ؟ از او
آزادی خوساتهاست ، او را بصورت یک موجود آزاد آفریده است ، به صورت
یک موجود مسؤول ، بصورت موجودی که رسالتی بعهده دارد . وحتی بزرگترین
تعبیرات که دیگر شما تعبیری از این بالاتر نمیتوانید پیدا بکنید ، تعبیری
است که قرآن درباره انسان کرده ، میفرماید : خلیفة الله جانشین خدا .
قطعا هیچ کتابی مثل قرآن انسان را تمجید وتقدیس نکرده است . میگوید :
در آغاز خلقت انسان ، به فرشتگان اعلام کردیم : « انی جاعل فی الارض
خلیفة »[١] میخواهم جانشین در زمین بیافرینم . فرشتگاه به اعتراض و
سؤال بر خاستند . خدا به ایشان گفت : من چیزی میدانم که شمانمیدانید .
« انی جاعل فی الارض خلیفة »خدای روی زمین. ( وقتی میگوییم نیمه خدائی ،
معنایش همین است ) این ، حکایت از چه میکند ؟ از استعدادهای فراوانی
که در وجود این موجود هست .
« و علم آدم الاسماء کلها »[٢] ببینید اسلام که خود از جنبههای فلسفی
یک مکتب انسانیت است ، برای انسان چه مقامی قائل است . به یک صورت
رمز آمیز میگوید ، تمام " اسم " ها را دانستن . اسم یک چیز یعنی کلید
شناختن آن چیز . کلید شناختن همه چیز را ما به او
١ و[٢] سوره بقره آیات ٣٠ و . ٣١