گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨
امروز دیگر عصر عصر علم است و بشر ، دیگر تفکر ماوراء الطبیعی را
نمیپذیرد . دین رااختراع کرد منهای ریشه غیبی . ( خیلی عجیب است : دین
، دین باشد منهای ریشه غیبی ! ) ولی تمام آداب و رسول و مناسک و شعائر
وآدابی را که در دین بود قبول کرد ، حتی برای دین خودش کشیش قائل شد .
خودش هم به عنوان یک یامبر اما یامبر بی خدا . و حتی گفتهاند در آدابش
از مذهب کاتولیک اقتباس کرده. عین همان آداب و مناسک مذهب کاتولیک
را در دین انسانیت خودش آورد . بعضی به او اعتراض میکردند ، میگفتند :
ما با دینی که ریشه الهی ندارد کاری نداریم . توکه مذهب کاتولیک را
قبول نداری دیگر چرا این تشریفات را که حتی ممکن است از نظر یک عالم
خرافات جلوه بکند میآوری ؟ تو خدا را قبول نداری ، آداب و مناسکش را
میآوری و قبول میکنی ؟ ! ولی از یک جهت حق با او بود ، بشر نیاز به
عبادت و پرستش دارد ، نیاز به انجام یک سلسله آداب و عادات دارد که
آنها را به مفهوم و عنوان دیگری . . . [١] بیاورد . این بود کهاو دینی
آورد در میان بشر که منهای ریشه غیبی بود ولی به علاوه عبادات ، آداب و
عادات و مناسک وشعائر . وعجیبی این است که در بعضی کتابها خواندم که
این مرد اتباع و پیروان زیادی هم در اروپا وامریکا پیدا کرد وحتی نوشته
اند امروز هم دین این آدم ، اتباع و پیروان زیادی دارد و خانه او حکم
کعبه را برای پیروانش پیداکرده است . بطوری که در یکی از کتابهای عربی
خواندم ، او معشوقهای داشته است ، و جریان از این قرار بوده که شوهر آن
زن به حبس ابد محکوم میشود و بعد این ، عاشق آن زن میشود وقبل از اینکه
[١] افتادگی از متن پیاده شده از نوار است .