گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣
هر دریچه دیگری مناسبتر میداند : « سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم
[١] آفاق را جدا ذکر میکند ، انفس را جدا . و از همین جاست که اصطلاح
آفاق و انفس ، در میان عرفا و ادبا و شعرا بوجود آمده است . « و فی
الارض آیات للموقنین و فی انفسکم ا فلا تبصرون » [٢] ، در زمین ،
نشانهها ، زمینهها ، دروازهها و دریچههایی است برای مشاهده غیب و
ملکوت ، و در وجود شما بالخصوص " وجود شما " را مستقلا ذکر میکند ) .
« ا فلا تبصرون »آیا نمیبینید ؟ یعنی چرا بصیرت ندارید ؟ چرا دقت
نمیکنید ؟ در خودتان دقت کنید و بنگرید .
همین موجود که در گذشته بعنوان یک آیت بزرگ و یک دروازه بزرگ برای
عبور انسان از خود بسوی معنویت الهی و ایمان به غیب و ملکوت بود ، باز
موضوع واقع شد . اما این مرتبه به شکل دیگری موضوع واقع شد ، به شکلی که
بنظر میرسد نتوانسته است خودش را از تناقض نجات بخشد و مشکل عمده
ومسئله مهم این است . یعنی بشریت از تو میخواهد قداست و علو و شرافت
خودش را باز یابد بطوری که هدف و غایت واقع شود ، هدف فعالیتها واقع
شود ولی بدون آنکه آن معیارهای سابق به میان آید ، بدون آنکه جنبه خدائی
وجنبه نا خدائی به او داده بشود ، بدون آنکه مسئله « هو الذی خلق لکم ما
فی الارض جمیعا »[٣] هر چه در زمین است برای انسان آفریده شده است ،
درمیان بیاید ، بدون آنکه « نفخت فیه من روحی »[٤] در میان بیاید ،
که خدا از روح خود یعنی یک چیزی نه از این جهان بلکه از جهان دیگر در او
[١] سوره فصلت ، آیه . ٥٣ [٢] سوره ذریات آیات ٢٠ و . ٢١ [٣] سوره بقره ، آیه . ٢٩ [٤] سوره حجر آیه ٢٩ ، سوره ص آیه . ٧٢