گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢
تفاوت یک جوال با یک پارچه فاستونی است که هر دو را از پشم بافتهاند ولی جوال را با نخهای خیلی درشتر و بی قوارهتر و پارچه فاستونی را با نخهای بسیار ظریف . بله میان انسان و گیاه یا جماد تفاوتهائی در ظرافت و بافتمان و خیلی چیزهای دیگر هست ولی در اصل مادهای که اینها را بوجود آورده ، فرقی نیست . دیگر روح ونفخه الهی وجود ندارد . انسان یک ماشین است مثل ماشینهای دیگر ، یعنی ازنوع ماشین است . البته ماشین با ماشین تفاوت میکند . ساعتی که در دست شما و در بغل من است یک ماشین است و یک دوچرخه هم یک ماشین است ، یک اتومبیل هم یک ماشین است ، آپولو که میگویند پنج یا سه میلیون قطعه دارد هم یک ماشین است البته بسیار بسیار پیچیده تر و عظیمتر ، اما در اینکه یک ماشین است مثل همه ماشینها و جز جنبه ماشینی ، جنبه دیگری ندارد ، تردیدی نیست . بنظر میرسد که این ، آخرین ضربهای بود که بر پیکر انسانیت وارد شد . ولی با همه این حرفها ، باز ارزشهای انسانی صد در صد محکوم نشد مگر دربارهای از فلسفه ها و سیستمهای فلسفی که مفاهیمی از قبیل : صلح ، آزادی ، معنویت ، عدالت وترحم را بکلی شوخی گرفتند . از اواسط قرن نوزدهم الی زماننا هذا که در نیمه دوم قرن بیستم هستیم ، دو متبه انسانیت دارد ظهور میکند ، اصالتی بخودش میگیرد ، باز مکتبهائی در جهان پیدا میشود بنام مکتبهای انسانی و حتی بصورت انسان پرستی . انسان در گذشته معبود نبود ، آیت بزرگ بود ، دریچه بزرگ معنویت بود . بدون شک قرآن هم برای معنویت ، شناخت خدا و ماوراء طبیعت ، انسان را از هر آیت دیگری ، از هر دروازه دیگری و از