گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
این پروندهای که انسان برای خود درست کرده است اینچنین مقدس و پاک و پاکیزه ، این جور نیست . تمام عملیاتی که بشر به آنها نام دانش دوستی و دانش طلبی داده است ، نام هنر وزیبائی داده است ، نام اخلاق و وجدان داده است ، نام تسبیح و نقدیس و تعالی داده است و به آنها جنبه ماوراء الطبیعی داده است ، از نوع همان فعالیتهائی است که در حیوانات هم پیدا میشود ولی در انسان با یک مکانیزم و شکل پیچدهتری است . یکی گفت سرچشمه همه اینها شکم است . سعدی ما هم گفته است : " مایه عیش آدمی شکم است " ولی دیگران گفتند : نه تنها مایه عیش آدمی شکم است ، بلکه مایه فکر آدمی هم شکم است ، مایه دل آدمی هم شکم است . و بعضی دیگر ، اینمقام را نیز برای انسان خیلی بالا و والا دیدند ، یک مقدار پائین آمدند وگفتند ، از شکم هم پائینتر . پس پرونده انسان از نظر سوابق درخشان ، فعالیتهای قابل تقدیس و تمجیدی که داشته است ، با ضربههایی خراب شد و از میان رفت . کم کم کار بجائی رسید که گفتند : اساسا بیائیم این موجود را بررسی بکنیم . این موجودی که یک روز خود را مرکز عالم ، وجهان و خلقت را طفیلی خود میدذانست و در خود نمونهای از روح الهی میپنداشت ، این موجودی که برای اعمال خود احیانا قداست فوق العادهای قائل بود ، جنبههای مافوق حیوانی قائل بود ، اصلا چیست ؟ کالبد او را چه تشکیل میدهد ؟ باز فرضیهای بوجود آمد که هیچ تفاوتی میان این موجود پر مدعا و گیاهان و حتی جمادات از نظر تاروپود نیست . ازنظر بافتمان ، از نظر نظم وشکل ، تفاوت هست ، ولی از نظر تاروپود آن مادهای که اینها را به وجود آورده ، فرق نمیکنند . مثل