گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠
مرکز دایره امکان وای زبده عالم کون و مکان ، تو شاه جواهر ناسوتی ، خورشید مظاهر لاهوتی . گفتند : نه ، پس آنجورها که مادرباره انسان خیال میکردیم ، نیست . انسان آن فکر مرکزیت خودش در جهان را که توأم کرده بود با مرکزیت زمین برای ستارگان و افلاک ، با این ضربه علمی از دست داد . بعدا ضربههای بسیار بسیار خرد کننده دیگری بر پیکر انسان وارد شد . یکی از آنها این بود که انسان خود را موجودی تقریبا آسمانی نژاد میدانست ، خلیفة الله میدانست ، خود را نفخه الهی میدانست و بر این اعتقاد بود که روح خدا در این کالبد دمیده شده که انسان بوجود آمده است . تحقیقت بیولوژی در مسئله تحول و تطور انواع ، یکمرتبه نسب و نژاد انسان را متصل کرد به همین حیواناتی که انسان آنها را خیلی پست و حقیر میشمارد . گفت ای انسان ! تو میمون نژاد هستی ، ویا فرضا میمون نژاد نباشی ، از نسل یک حیوانی مثل حیوانات دیگر و بالاخره با حیوانات هم نژاد هستی . آن جنبه باصطلاح خدا زادگی به به این شکل از انسان گرفته شد . و این ضربه دیگری بود که بر پیکر انسان وتقدس انسانی وارد شد . یکی دیگر از آن ضربههای بسیار مؤثر ، ضربهای بود که به سابقه و پرونده و عملیات ظاهرا درخشان انسان وارد شد . یعنی انسان در فعالیت خودش نشان میداد که میتواند فعالیتی داشته باشد پاک ومنزه و خدائی که جز عشق الهی انگیزهای نداشته باشد ، جز احسان ونیکی انگیزهای نداشته باشد ، هیچ جنبه حیوانی و عادی نداشته باشد . یک مرتبه فرضیههائی پیدا شد و در آنها چنین وانمود گردید که خیر ،