گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣
که عادات اجتماعی بیشتر در میان خانمها رایج است تا آقایان . مثلا رسم
چنین است که در روز سوم و هفتم و چهلم میت ، چنین و چنان بکنند . یا در
عروسی رسم این است که روی سر عروس قند بسایند و امثال اینها . میگویند
: رسم است چه میشود کرد ، مگرمیشود آنرا زیر پا گذاشت ؟ ! حال چه
فلسفهای دارد و چرا ؟ جواب میدهند رسم است دیگر ، رسم را که نمیشود
انجام نداد . این یعنی زبونی ، حقارت و بیچارگی . انسان نباید اینقدر
اسیر عرفها باشد . آدم باید تابع منطق باشد . البته مثل امروزیها هم
نباید بی جهت سنت شکن بود و گفت من با هر چه سنت است ، مخالفم ! خیر
، من با هر چه که سنت است مخالف نیستم ، با هر چیزی که منطق دارد
موافق و با هر چه که منطق ندارد مخالفم . آن هم از آن طرف افتادن است .
بنابراین اسلام هجرت را در زندگی انسانها یک اصل میداند . معنایش
چیست ؟ احیاء و پرورش شخصیت انسان ، مبارزه با یکی از اساسی ترین
عوامل زبونی و اسارت انسان ، ای انسان اسیر محیطی که در آن متولد شدهای
نباش ، اسیر خشت وگل نباش [١] . انسان باید برای
[١] امام صادق ( ع ) روزی وارد منزل یکی از اصحاب خود شد . آن شخص در خانه حقیر و کوچکی که موجب رنج زن و بچهاش بود زندگی میکرد . امام میدانست که او مرد متمکنی است . در دستور اسلام است که : من سعادش
الانسان سعة داره » جزء سعادتهای انسان این است که خانهاش وسیع باشد . اگر کسی چنین امکانی برایش هست که خانهاش وسیع باشد و این کار را نکند بر زن و فرزند خود ظلم کرده است . امام صادق ( ع ) میدانست که اوامکان دارد و با این حال در خانه تنگ و کوچک و محقری >