گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
علمای دیگر که ما داریم همینطور بودهاند . وقتی ما تاریخ را نگاه میکنیم میبینیم علمایی که زیاد مسافرت کرده و با طبقات گوناگون سرو کار داشتهاند و استادهای متنوعی در رشتههای مختلف دیده ( نظیر شهید ثانی ) و در هر شهری با مردم بودهاند ، فکر بازتر و وسیعتری دارند نسبت به افرادی که به اندازه آنها نابغه بودهاند ، نبوغشان کمتر از آنها نبوده ، اخلاصشان کمتر از آنها نبوده ولی همیشه در یک محیط زیسته و از محیط خود خارج نشدهاند . قهرا پختگی روح اینها برابر آنها نخواهد بود . عرض کردم ازهجرت ، تعبیر معنوی هم در احادیث شده است : « المهاجر من هجر السیئات » ولی گفتیم بر خلاف توهم بعضیها ، این تعبیر ، معنایش نفی هجرت ظاهری وجسمانی نیست ، بلکه اثبات یک هجرت در سطح روحی ومعنوی است . یعنی هجرت اسلامی منحصر به این نیست که انسان از شهر و دیار و ده و منطقه خود هجرت کند ، زبون منطقهاش نباشد ، اسیر شهر و ده خود نباشد ، اسیر آب و هوایی که در آن زیست کرده نباشد ، اسیر عوامل جغرافیایی محیط خود نباشد که خود یک نوع آزادی ونفی اسارت است ، بلکه همچنین انسان نباید اسیر خصلتها و عادتهای روحی که به او چسبیده است و اسیر منطقه روحی که در آن زندگی میکند و اسیر جو روحی خود باشد . انسان به یک چیزهائی عادت پیدا میکند . عرف جامعه برای او یک اصل میشود و یک عادت جسمی یا روحی برای او پیدا میشود . عادت جسمی مثل عادت به سیگار کشیدن . خیلی از افرادی که سیگار میکشند وقتی پزشک به آنها میگوید : سیگار نکش ، جواب میدهند