گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥
کند و به کشورهای دیگر سفر نکند نیز روح انسان را ضعیف و زبون بار
میآورد .
اگر انسان توفیق پیدا کند که به مسافرت برود ( خصوصا با سرمایهای علمی
که در حضر کسب کرده است زیرا اگر انسان ، خام به سفر برود استفادهای
نخواهد کرد ) و نادیدهها را ببیند و بر گردد بسیار مؤثر خواهد بود . آن
اثری که سفر روی روح انسان میگذارد ، آن پختگیای که مسافرت و هجرت از
وطن در روح انسان ایجاد میکند ، هیچ عامل دیگری ایجاد نمیکند حتی کتاب
خواندن .
اگر انسان مثلا به کشورهای اسلامی نرود و بگوید به جای اینکه به این همه
کشور بروم و مطالعه کنم ، کتاب میخوانم ، به نتیه مطلوب نخواهد رسید .
شک نیست که کتاب خواندن خیلی مفید است ولی کتاب خواندن هرگز جای
مسافرت را که تغییر جو و محیط دادن و از نزدیک مشاهده کردن است ،
نمیگیرد . در قرآنایاتی داریم که امر به سیر در ارض کرده است « قل
سیروا فی الارض »[١] یا : « ا و لم یسیروا فی الارض »[٢] . مفسرین
تقریبا اتفاق نظر دارند که مقصود ، مطالعه تاریخ است . ولی قرآن برای
مطالعه تاریخ به خواندن کتابهای تاریخی توصیه نمیکند بلکه دعوت به
مطالعه آثار تاریخی میکند که این صادقتر ازمطالعه کتب تاریخی است . چون
سفر است و فایده سفر را همراه خود دارد . سفر چیزی است که غیر سفر جای
آنرا نمیگیرد . شعری در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین علی ( ع ) هست که
میگوید :
| تغرب عن الاوطان فی طلب العلی |
| و سافر ففی الاسفار خمس فوائد |
[١] سوره نحل ، آیه . ٦٩ [٢] سوره روم ، آیه . ٩