گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
یک کوچ و رحلت باشد که من صبح زود کوچ خواهم کرد ، « فانی راحل مصبحا انشاء الله » . عده زیادی همراه حسین بن علی آمدند . در ابتدا شاید هنوز بودند افرادی که خیال میکردند ممکن است در سخنان حسین بن علی اندکی مبالغه در کار باشد ، شاید باز سلامتی در کار باشد . بین راه هم عدهای ملحق شدند ولی حسین بن علی نمیتوانست عناصر ضعیفی همراهش باشند . در مواطن مختلف سخنانی گفت که اصحابش را تصفیه کرد . افرادی که همچنان شایستگیای نداشتند ، جدا شدند ، خارج شدند ، غربال شدند . خالصها ماندند ، تمام عیارهاباقی ماندند . افرادی باقی ماندند که حسین بن علی درباره آنها شهادت داد که : من یارانی از یاران خودم بهتر و با وفاتر سراغ ندارم . یعنی اصحاب من ! اگر امر دائر بشود میان اصحاب بدر وشما ، من شما را ترجیح میدهم . اگر امر دائر بشود میان اصحاب احد و شما ، من شما را ترجیح میدهم . اگر امر دائر بشود میان اصحاب صفین و شما ، من شما را ترجیح میدهم . شما تاج سر همه شهدا هستید . در شب عاشورا آن وقتی که ابا عبدالله همه آنها را مرخص میکند ، میگوید من بیعتم را برداشتم . ازناحیه دشمن به آنها اطمینان میدهد که کسی به شما کاری ندارد . در عین حال میگویند آقا ! ما شهادت در راه تو را انتخاب کردهایم ، یک جان که ارزشی ندارد ، ای کاش هزار جان میداشتیم وهمه را در راه تو فدا میکردیم . بدا هم بذلک اخوه عباس بن علی اول کسی که چنین سخنی را گفت برادرش ابی الفضل العباس بود . چقدر قلب مقدس ابا عبدالله شاد شد از اینکه اصحابی میبیند با خودش هماهنگ ، همفکر