گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
او ما نیستی این حرفها را بیاورند علی ( ع ) اینها را گفته است ، وقتی که خبردار میشود که عامل او ، فرمانداری که از ناحیه او منصوب است در یک مهمانی شرکت کرده است نامه عتاب آمیزی به او مینویسد که در نهج البلاغه هست . حال چهمهمانی ای بوده است ؟ آیاآن فرماندار در مهمانی ای شرکت کرده بوده که در سر سفره آن مشروب بوده است ؟ نه . در آنجا قمار بوده ؟ نه . در آنجا مثلا زنهائی را آورده و رقصانده بودند ؟ نه . در آنجا کار حرام دیگری انجام داده بودند ؟ نه . پس چرا آن مهمانی مورد ملامت قرار میگیرد ونامه تند نوشته میشود ؟ میگوید : « و ما ظننت انک تجیب الی طعام قوم عائلهم مجفو و غنیهم مدعو » [١] گناه فرماندارش این بوده که بر سر سفرهای شرکت کرده است که صرفا اشرافی بوده ، یعنی طبقه اغنیا در در آنجا شرکت داشته و فقرا محروم بودهاند . علی علیه السلام میگوید : من باور نمیکردم که فرماندار من ، نماینده من پای در مجلسی بگذارد که صرفا از اشراف تشکیل شده است . بعد راجع به خودش و زندگی خودش برای آن فرماندار شرح میدهد . درباره خود میگوید : درد مردم را از درد خودش بیشتر احساس میکرد ، درد آنها سبب شده بود که اساسا درد خود را احساس نکند . سخنان علی ( ع ) نشان داده که او واقعا دانا و دانشمند وحکیم بوده است . امام علی را که اینقدر ستایش میکنیم نه فقط به خاطر اینست که باب علم پیغمبر بوده که پیامبر فرمود : « انا مدینة العلم و علی بابها » [٢] . بیشتر از این جهت ستایش میکنیم که انسان بود ، اینرکن از انسانیت را داشت که به سرنوشت انسانهای محروم میاندیشید ،
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام ، نامه ٤٥ ، صفحه . ٩٦٦ [٢] غایة المرام ، باب . ٢٩