گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
گفت : ای آقا شما تازه از بیماری برخاستهاید . ( آنوقت فقط اتومبیل بود و هواپیما نبود ) ناراحت میشوید ، ممکن است بخیهها باز شود . دیگری چیز دیگری گفت . ولی از زبان یکی از رفقا در زکر که چرا شما نباید به مشهد بروید . جملهای گفت که آقا درک کرد اینها که میگویند نرو مشهد بخاطر این است که میگویند هنوز مردم ایران شما را نمیشناسند و تجلیلی که شاسته شما است بعمل نمیآید . آن آقا برای من نقل میکرد آقا تا این جمله را شنید تکانی خورد (آنوقتایشان هفتاد سالشان بود) گفت : هفتاد سال از خدا عمر گرفتهام و خداوند در این مدت تفضلاتی به من کرده است و هیچیک از این تفضلات تدبیر نبوده است ، همه تقدیر بوده است . فکر من همیشه این بوده که ببینم وظیفهام در راه خدا چیست . هیچ وقت فکر نکردهام که من در راهی که میروم ترقی میکنم یا تنزل ، شخصیت پیدا میکنم یا پیدا نمیکنم ، فکر همیشه این بوده که وظیفه خودم را انجام بدهم . هر چه پیش آید ، تقدیر الهی است . زشت است در هفتاد سالگی ، خودم برای خودم تدبیر بکنم . وقتی که خدائی دارم ، وقتی که عنایت حق را دارم ، وقتی که خودم را بصورت یک بنده و یک فرد میبینم خدا هم مرا فراموش نمیکند ، خیر ، میروم . و دیدیم این مرد از روزی که فوت کرد ، روز بروز خداوند بر عزت اوافزود . آیا آیة الله بروجردی نعذو بالله با خدا قوم و خویشی داشت که مورد تفضل و یا عنایت حق باشد ؟ ابدا . امدادهای الهی به افراد ، به اجتماعات و به بشریت حسابی دارد . پیغمبر اکرم درباره مهدی موعود فرمود : « یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و زلازل یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض و »