گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
میشد ، از داروی مخصوصی که تعیین کرده بود ، هیچ نتیجه نمیگرفت ولی امروز که دانا شده کافی است که آن طرز معالجه را دور بریزد و معالجه جدید راجای آن بیاورد . مامیخواهیم ببینیم آیا بشر قدیم که آزادی دیگران را سلب میکرد از این جهت بود بود که نمیدانست ؟ از روی نادانی ، آزادی را سلب میکرد ، خیر ، نادانی و دانش در او تأثیری نداشت ، از روی دانش سلب میکرد ، بخاطر اینکه سود خودش را تشخیص میداد . آیا بشر قدیم که آزادی و حقوق دیگران را محترم نمیشمرد ازاین جهت بود که قوانینش اینطور وضع شده بود ؟ که تا قانون را عوض کردیم ، دیگر تمام بشود ؟ مانند قوانین قرار دادی که بشر میگذارد مثلا در آمریکا بگویند قانون برگدی ملغی ، همینکه گفتند قانون بردگی ملغی ، دیگر واقعا بردگی ملغی شد ؟ یا شکل و فرمش عوض شد ، محتوی همان محتوی است . آیا علت اینکه بشر قدیم آزادی و حقوق را محترم نمیشمرد طرز تفکر فلسفیاش بود ؟ هیچکدام از اینها نبود . فقط یک چیز و آن منفعت طلبی بود . بشر قدیم به حکم طبیعت فردی خودش منفعت طلب بود ، سود طلب بود ، از هر وسیلهای میخواست به نفع خودش استفاده کند . یکی از وسائل ، افراد بشر بودند ، همانطوری که از چوب و سنگ و آهن و گوسفند و گاو و اسب و قاطر میخواست به نفع خودش استفاده کند از انسان هم میخواست استفاده بکند ، آنوقتی که درختی را میکاشت یا میبرید ، چیزی که دربارهاش فکر نمیکرد خود آن درخت بود . فقط درباره خودش فکر میکرد . گوسفند را اگر چاق میکرد و آنوقتی که سرش را میبرید چه منظوری داشت ؟ جز منافع خودش چیزی را در