گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩
عمده ، آن رابطهای است که میان بنده و خدا ، میان ما وجهان غیب بر قرار میشود . دین از یک طرف مارا وادار میکند به عمل و کوشش و به تعبیر امیرالمؤمنین به خدمت ، و از طرف دیگر میگوید پیوندها و رابطههایی معنوی میان غیب واینجا هست . تو دعا کن ، تو بخواه ، تواستمداد کن ، از یک راه نهانی که خودت نمیدانی ، به هدف و نتیجه میرسی . میگوید صدقه بده ، از یک راه نهانی که تو نمیدانی رفع بلا میکند . دعا کن ، که البته شرایطی دارد ، اگر دعا با آن شرایط صورت بگیر ، از خداوند در کارها الهام بخواه ، بعد میبینی در موقع معین ، سر بزنگاه ، خدا به قلب تو الهامی کرد . از غیب به تو مدد میرسد . البته مدد غیبی شرایطی دارد ، معنایش این نیست که ما توی خانه مان بنشینیم و بگوئیم : ای غیب بیا به من مدد بده . نه ، مدد غیبی ، قانون و شرایط دارد . پس ، عمدهاینست که ما ایمان به غیب و ایمان به مددهای غیبی در یک شرایط معین داشته باشیم . اصلا وحی ، خود مدد غیبی است ولی در مقیاس اجتماع بشر . آنجا که دیگر پای علم بشر ، پای عقل بشر ، پای فعالیت بشر نمیرسد ، آنجا که دیگر پای حس نمیرسد ، پای عقل و فکر نمیرسد ، خداوند به وسیله یک عده به نام پیامبران ، بشر را هدایت و راهنمایی میکند ، از غیب مدد میرساند . آنجا که جای عجز و ناتوانی بشر است ، دیگر بشر فعالیت خودش را کرده ، است ، کار خودش را انجام داده است ، ناتوان است و در قدرت او نیست ، جای مدد غیبی است . قرن درباره پیغمبر اکرم میفرماید : « و اذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم ، فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرش من النار فانقذکم منها »[١] ای
[١] سوره آل عمران ، آیه . ١٠٣