گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
بفرمائید . یک چیزهایی در این عالم هست که با حواس ما ، حس باصره ، حس سامعه ، حس لامسه ، حس ذائقه و حس شامه قابل ادرار کند ( به قول بعضی ، مابیش از اینها حواسداریم ولی از همین نوع است ) . پشت این دیوار الان از ما مخفی است ولی برای مااین امکان هست که با چشم خودمان آنچه را که در پشت این دیوار میگذرد ببینیم یعنی از چشم مانمیتواند پنهان باشد ، چشم ماقادر است آن را ببیند . گوش ما قادراستبشنود یا چیزهایی که ذائقه ما قادر است آنها را بچشد ، لامسه ما قادر است ببوید . اینها را میگویند شهادت یعنی چیزهایی که انسان باظاهرش بدنش میتواند آنها را درک کند . ما یک ادراک پوستهای داریم که در ظاهر بدن ماتعبیه شده است و در این حدود حیوانات هم دارند یعنی حواس که ما داریم حیوانات هم دارندو احیانا در بعضی ازاین حواس حیوانات ازما قویتر ونیرومندتر هستند . چشم بسیاری از حیوانات و از آن جمله سگ از گوش انسان بسیار حساستر است . شامه بسیاری از حیوانات و از جمله مورچه ، همین مورچه ضعیف از انسان فوق العاده حساستر است . شما اگر یک ظرف گوشت را روی طاقچه اتاق بگذارید اگر چشمتان نبیند ، به صرف اینکه وارد اتاق بشوید از روی شامه نمیتوانید بفهمید که الان مقداری گوشت در این اتاق موجود است . ولی مورچه با شامه خودش بسیار دقیقتر از اینها را میفهمد و درک میکند . اینها را میگویند حواس . چیزهایی را که انسان بوسیله حواس خودش بتواند درک کند ، میگویند جز غیب