گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
ابوریحان بیرونی را شنیدهاید ، مردی که محققین اعتراف دارند که هنوز
مجهول القدر است . این مرد حکیم ، ریاضیدان ، جامعه شناس و مورخ ، مرد
فوق العادهایست که بعضی او را بر بوعلی سینا ترجیح میدهند . البته اگر
بعضی از قسمتها و نواحی را در نظر بگیریم مسلم ابوریحان بر ابوعلی سینا
ترجیح دارد ، همین طور که در بعضی قسمتهای دیگر بوعلی بر ابوریحان ترجیحج
دارد . ایندو معاصر یکدیگر هم هستند . این مرد ، شفیته دانش و تحقیق و
کشف جدید است . سلطان محمود بالا جبار او را احضار میکند . میرود ولی
مانند هر مرد باهمتی ازهر فرصتی استفاده میکند . سلطان محمود هندوستان را
فتح میکند ، بهمراه سلطان محمود به هند میرود . میبیند در آنجا گنجینهای
از اطلاعات و علوم است ولی زبان سانسکریت را نمیداند . این زبان را در
پیری به حد اعلا یاد میگیرد ، سالهای زیاد در آنجا مطالعه میکند ، اثری
بوجود میآورد بنام " تحقیق ماللهند من مقولة مرذولة فی العقل او مقبولة
" که این کتاب امروز یکی از منابع بسیار با ارزش هندشناسان دنیاست .
در وقتی که این آدم در مرض موت و در حال احتضار بود ، یکی از فقها که
همسایهاش بود اطلاع پیدا کرد که ابوریحان در چنین حالی است . رفت به
عیادتش . هوشش بجا بود . تا چشمش به فقیه افتاد یک مسئله فقهی [١]
از باب ارث یا جای دیگری از او سئوال کرد . فقه تعجب
[١] ابوریحان آثارش نشان میدهد و در شرح حالش هم که محققین نوشتهاند آمده است که یک مسلمان بسیار بسیار مؤمن و معتقدی بوده است . در کتابهائی که در فنون دینی هم ننوشته مثل " الاثار الباقیة " و غیر اینها مثل بو علی سینا هر جا که اسمی از اسلام ، از قرآن و از مقررات اسلامی میآید >