گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
ابوجهلها و ابوسفیانها بودهاند علیه خودشان بر انگیخته است و آنها را با همان مستضعفین هم ردیف وهم صف کرده و در یک صف قرار داده است . این دیگر فقط در قدرت انبیاء و اولیاء است . بر انگیختن بشر علیه تبهکاریهای خودش در قدرت غیر انبیاء و اولیاء نیست . امام موسی بن جعفر ( ع ) از بازار بغداد میگذشت . میدانیم وضع امام چطور بوده است ( با کبکبه وطنطنه و این حرفها نبوده است ) . از یک خانهای صدای ساز وآواز و طرب بزن و بکوب بلند بود . وقتی که امام از جلوی آن خانه میگذشت ، کنیزی از خانه بیرون آمده بود در حالیکه ظرف خاکروبهای در دست داشت که آورده بود تا مثلا مأمورین شهرداری آنرا ببرند . امام از او پرسید : صاحب این خانه بنده است یا آزاد ؟ کنیز از این سئوال تعجب کرد ، گفت : خوب معلوم است که آزاد است ، صاحب این خانه " بشر " است که یکی از رجال و شخصیتهای معروف این شهر است . این چه سئوالی است که شما میکنید ؟ حالا شاید سؤال و جوابهای دیگری هم رد و بدل شده است که اینها در تاریخ وحدیث نوشته نشده است ولی اینقدر هست که بر گشتن این کنیز طول کشید . وقتی که بخانه برگشت صاحب خانه ( بشر ) از او پرسید : چرا طول کشید ، چرا دم در معطل شدی ؟ گفت : یک آقائی آمد از اینجا رد بشود با این نشانی و این علائم . بامن چنین گفتگو کرد ، از من اینجور سؤال کرد و اینجور جواب دادم ، درآخر کار بمن گفت : بله معلوم است که او بنده نیست و آزاد است ، اگر بنده میبود که این سرو صدا اینجا بلند نبود ، این بزن و بکوبها نبود ، این شرابخواریها نبود ، این عیاشیها نبود . بشر تااین جمله راشنید و با علاماتی که این زن از آن مرد گفت و تعریف کرد